ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

93

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

منصوب بودن « مضمار » را گر چه مورد شكّ مىداند ولى اشكالى را كه بر آن وارد است پاسخ مىدهد . اشكال اين است : در صورت منصوب بودن مضمار كه اسم انّ ويوم خبر آن باشد ، حمل زمان بر زمان لازم آمده واين محال است « 5 » . جواب آن است كه : چنين محالى لازم نمىآيد ، زيرا اين موضوع رايج است كه گاهى براي برخى از اجزاى زمان ، خود زمان را خبر قرار مىدهند ، به معناى اين كه مبتدأ جزئي از خبر است نه اين كه زمان در زمان باشد ، البتة در صورتي خبر دادن از زمان به زمان درست است كه زمان أول به يك صفتي مقيد ومشخص شده باشد ، مانند : انّ مصطبح القوم اليوم « 6 » و « مضمار » هم چون زماني است كه مشتمل بر صفت تضمير وآمادگى براي مسابقه است صحيح است كه خبر آن « يوم » باشد . در بارهء اعراب « سباق » شارح نصب آن را به اين دليل درست مىداند كه اسم « انّ » است وخبر آن كلمهء « غدا » مىباشد ؛ از كلمهء « غدا » زمان پس از مرگ اراده شده است ، ولى براي رفع سباق دليلي جز مبتدأ بودن آن كه خبرش غدا باشد نمىبيند . در اين صورت اسم « انّ » ضمير شأن خواهد بود . شارح مىگويد : كه بعضي از شارحان نهج البلاغة روا دانسته‌اند كه « سباق » خبر « انّ » باشد ؛ در نظر من ( شارح ) نادرستى آن روشن است زيرا رابطهء ميان مبتدأ وخبر به دو صورت قابل فرض است : 1 - رابطه اين همانى كه دانشمندان علم منطق به حمل مواطاة تعبير مىكنند . 2 - مبتدأ داراى صفت خبر وصاحب آن باشد مثلا وقتي مىگوييم : الجسم ابيض ؛ در اين مثال جسم مبتدأ وداراى صفت سفيدى است . واين

--> ( 5 ) مثل : امروز امروز است . ( 6 ) اين جمله اصطلاحى است كه عرب در مورد روز مباركى را شروع كردن به كار مىبرد - م .