ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

80

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مورد تعجب مشخص معيّن نيست وبه وسيله « ندا » حضور يافته است ، وآنرا تكرار فرموده تا اين كه شدّت امر را بيان كند . در نصب عجبا - عجبا چند احتمال است : نخست اين كه كلمه عجبا اوّل منصوب به حرف ندا وكلمهء دوم مفعول مطلق باشد كه فايدهء معنوي آن چنين مىشود : گويا وقتي كه مورد تعجب به وسيلهء ندا مشخص شد حضرت مىفرمايد : تعجب مىكنم تعجّبى تأسف‌انگيز وناگوار . گفتهء حضرت در اين عبارت شبيه كلام خداوند متعال در مناداى « يا بشرى » است ، در قراءتي كه بدون اضافه خوانده نشده است . 2 - اين كه كلمه « عجبا » اوّل ، مفعول مطلق ودومى تأكيد آن باشد . 3 - اين كه « عجبا » أول مفعول مطلق باشد ، بنا بر اين در دو احتمال أخير منادى كه يا قوم ومانند آن باشد محذوف است . توصيف امام ( ع ) از امرى كه مورد تعجب است ، به اين كه دل را مىميراند وغم را مىافزايد ، بايد مورد توجه قرار گيرد ، زيرا شگفتى انسان از پديدار شدن امرى گاهى به اين دليل است كه صرف نظر از شگفت‌انگيز بودن خود آن امر ، علل وأسباب آن به دليل روشن نبودن بر انسان پوشيده است . به همين مناسبت أهل لغت وزبان شناسان كلمهء « ما افعله » را به عنوان فعل تعجب به كار مىبرند مثل « ما أحسن زيدا » زيرا در حقيقت اين سؤال از أسباب وعلل زيبايى وحسن زيد است وهر چه مطلب از ذهن دورتر وأسباب وعلل آن پوشيده‌تر باشد بيشتر تعجّب‌برانگيز مىشود ، پس هرگاه مورد پرستش امرى با عظمت واهميت باشد ، انديشهء انسان در پى جستجوى علت آن پوياتر است . گاهى ممكن است نيروى فكرى انسان از فهميدن آن ناتوان باشد ، در اين صورت به سبب عدم آگاهى نسبت به منشأ آن ، فكر وى دچار غم واندوه مىشود ، زيرا امرى كه حادث شده مانند بيماريى است كه علاج آن جز به وسيلهء آگاهى از سبب وعلت آن امكان‌پذير نيست واندوهى كه در اثر بىاطّلاعى از سبب شيء در ذهن انسان پيدا