ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
69
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
زشتى وتيرهروزى نصيبتان باد ، كه هدف تير دشمنان قرار گرفتيد . آنان شما را چپاول مىكنند وشما به تقاصّ بر آنها هجوم نمىبريد . با شما مىجنگند ، وشما با آنها نمىجنگيد ، خداى را معصيت مىكنند وبه كردار آنها راضى مىشويد . در تابستان شما را فرمان تعقيب وسركوب دشمن دادم ، بهانه آورديد كه شدّت گرماست وتا سرد شدن هوا مهلت خواستيد ، در زمستان فرمان ، حركت به سوى دشمن دادم ، فرصت خواستيد ، كه شدّت سرما را پشت سر بگذاريد . همهء اين بهانهجوييها وعذر طلبيهاى گرما وسرما ، براي فراز از جنگ وپيكار با دشمنان خداست . به خدا سوگند وقتي كه شما از گرما وسرما ، مىگريزيد ، از شمشير گريزانتر خواهيد بود . اى نامردان مردنما ! اى كه انديشهتان همانند خواب كودكان ، وخردتان همچون ، نوعروسان پردهنشين است . دوست داشتم كه هرگز شما را نديده ونشناخته بودم ، چه شناختى كه به خدا سوگند ، پشيمانى وندامت وغم واندوه را به دنبال دارد خدا شما را بكشد ! دلم را از زخم ودرد انباشتيد ، وسينهام را از خشم آكنده ساختيد . اندوه را جرعه جرعه به كامم ريختيد ، وبا سرپيچى از فرمان وخوار گذاشتنم ، تصميم وتدبير را بر من تباه كرديد ، تا آنجا كه قريش زبان به طعن گشودند وگفتند : « پسر أبو طالب مرد شجاعى است ، ولى دانش جنگ ندارد » ! خدا پدرهاشان را بيامرزد ! كدام يك از مردان قريش در امر جنگ از من بيناتر وبا سابقهتر است ! ؟ هنوز دوران عمرم به بيست سال نرسيده بود ، كه در كار جنگ دست داشتم ودر ميدان كارزار حاضر بودم ، حال كه سنّم از شصت هم گذشته است ، چگونه به فنون جنگ آگاه نباشم ! آرى ، كسى را كه ، فرمان نبرند ، رأيي ندارد ! » [ شرح ] ( 6108 - 6071 ) خطبهء بيست وششم از خطبههاى معروفي است كه أبو العبّاس مبرّد وديگران آن را نقل كردهاند . دليل مشهور ايراد اين خطبه اين است كه ، مردى به نام