ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
57
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
حضرت به امر خلافت شايستهتر بود ديگران به خلافت رسيدند . امام ( ع ) در اين عبارت اشاره دارند كه براي مقابله ومقاومت ودفاع از حقش مىانديشيده است ولى با كمال تأسف دريافتهاند كه جز أهل بيت وخانوادهاش ياورى ندارد وتعداد آنان به نسبت مخالفين بسيار اندك بوده است . از كساني كه گمان مىرفت حضرت را در اين مورد يارى كنند ، تنها از بني هاشم : مانند عبّاس وفرزندانش ، أبو سفيان بن حرث بن عبد المطلب وافرادى كه به اين خانواده منسوب بودند ، مىتوان نام برد . كمي وناتوانى نامبردگان ، به نسبت كل افرادى كه در جناح مخالف قرار داشتند آشكار بود . بنا بر اين حضرت از هلاكت أهل بيت وخانوادهاش بخل ورزيد ، چه اين كه اگر در برابر مخالفان مقاومت مىكرد ، بي آن كه مقصودش حاصل شود ، آنها به هلاكت مىرسيدند . بنا بر اين ، نتيجهء بخلورزى از مرگ خويشان واقربا ، همين تحمّل رنج وفروشكستن خار در چشمش بود كه حضرت يادآور شدهاند . فروهشتن چشم با وجود خار در آن ، كناية از شكيبايى در امر مقاومت است . وجه شباهت ميان صبر وتحمّل از مقاومت با تحمّل خار در چشم نهايت رنجى است كه در هر دو حالت وجود دارد . منظور امام ( ع ) از « قذى » اعتقاد به ستمى است كه نسبت به حق آن جناب صورت گرفت . عبارت : وشربت على الشّجى ، با در نظرگيرى شباهتى كه ميان پيشآمد ناگوار خشم برانگيز وزيانآور ، با آبى كه در گلو مىگيرد ، آورده شده است ، زيرا در هر دو مورد ، آزردگى ، ناخوشايندى وزحمت وجود دارد . به همين دليل لفظ « شرب » را براي چنان حالتي استعاره آوردهاند . ( 6030 - 6020 ) در جملهء صبرت على اخذ الكظم . . . چند استعاره زيبا وجود دارد كه عبارتند از : 1 - لفظ « اخذ الكظم » كناية است از أنواع سختگيرىهايى كه براي