ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

44

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

وامام برحق انجام گرفته بود . دوّمين گام روش دشمن ، فرمانبردارى وأطاعت از پيشواى ستمگرى بود ، كه به باطل فرمان مىداد بر عكس كار دشمن ، روش پيروان امام ( ع ) در سرپيچى از فرمان امام بود كه امر حقّ أو را ، أطاعت نمىكردند . سومين نوع رفتار دشمن ، بازگرداندن امانت بصاحب امانت بود ، يعنى به پيمانشان در وفادارى به بيعتي كه با معاوية كرده بودند ، پايبند بودند ، وضد رفتار آنها خيانتى بود كه مسلمانان در پيمانشان ، نسبت به بيعتي كه با امام كرده بودند ، مرتكب شدند واز حضرت در جنگ پشتيبانى نكردند . حيله ونيرنگ مردم كوفه تا بدان حد رسيد ، كه براي آيندگان به صورت ضرب المثل در آمد . چهارمين وجه امتياز پيروان معاوية نسبت به ياران امام ( ع ) اين بود كه آنها ، سرزمين خود را آباد كرده ، وكارها را به پيروى از رهبرشان منظّم ساخته بودند ، بر خلاف پيروان ظاهري حضرت ، كه به دليل بيرون رفتن از فرمان امام ( ع ) موجب از هم گسيختگى كارها وفساد وتباهى أمور شده بودند . البتّه بخوبى روشن است ، كه چهار ويژگى مثبت در كارهاى دشمن ، سبب درستى وصلاح جامعه ونظام يافتن دولت وچيرگى وپيروزى مىشد ، از طرفي رفتارهاى ضد رفتار دشمن ( مردم كوفه ) ، قوىترين أسباب دگرگونى وشكست خوردگى بود . ( 5800 - 5792 ) فرموده حضرت : فلو ائتمنت أحدكم . . . ان يذهب بعلاقته به صورت كناية ، مبالغه در بدگويى از أهل كوفه ، به خيانت‌كارى آنها ، در امانت تعهّد به وفادارى در برابر فرامين ودستورات آن بزرگوار است . ( 5810 - 5801 ) عبارت آن جناب : اللّهم انّى قد مللتهم وملّونى . . . ، شكايت است به پيشگاه خداوند پاك ومنزّه ، از نوع رفتار مردم كوفه ، وآشكار ساختن اندوه خود وانديشهء نادرست آنها كه بر حسب قراين وشواهدى كه از چگونگى برخورد وطرز