ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

36

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ - وَبِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَخِيَانَتِكُمْ - وَبِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَفَسَادِكُمْ - فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ - لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ - اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَمَلُّونِي وَسَئِمْتُهُمْ وَسَئِمُونِي - فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَأَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي - اللَّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ - أَمَا وَاللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِي بِكُمْ أَلْفَ فَارِسٍ - مِنْ ؟ بَنِي فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ ؟ ( 5841 - 5712 ) [ لغات ] ( اعصار ) « 1 » : بادي كه به تندى وسرعت بوزد وخاكها را برانگيزد . ( وضر ) : به فتح « ض » پس ماندهء غذا كه پس از خوردن در أطراف كاسه وظرف مىماند ، به اصطلاح شارح چرك وكثافت ته ظرف . كناية از هر چيزى كه سود آن اندك باشد . ( اناء ) : به فتح ( أ ) درخت خوش منظرهء تلخ به كسر ( إ ) به معنى ظرف است . ( اطّلع اليمن ) : به تصرف در آورده است يمن را . ( سيدالون ) : بزودى حكومت در دست آنها قرار گرفته ، دولت را در اختيار مىگيرند . ( قعب ) : قدح بزرگ ، كاسهء با ظرفيت . ( ماث الشيء ) : گداخت وذوب كرد آن را . [ ترجمه ] « از مجموع بلاد تحت تصرف من جز كوفه كه اختيار آن در دست من است چه باقي مانده ؟ اى كوفه ، اگر ، گرد بادهاى مخالف تو بوزد ودر درون نيز دچار مخالفت شوم . خداوند تو را زشت گرداند ! واز من بگيرد . » بعد گفتهء شاعر را مثل آورد . به جان پدر خوبت اى عمرو ! براي من از رسوبات وباقي مانده چربى ظرف ، جز اندكى باقي نمانده ( كناية از باقي ماندن كوفه واز دست رفتن ديگر بلاد است ) سپس فرمود : به من خبر رسيده كه بسر بن أرطأة ، بر يمن تاخته ، به خدا سوگند به گمان من دار ودستهء معاوية به همين زودى بر شما چيره خواهند شد ،

--> ( 1 ) اعصار بر وزن اكرام بادي است كه ابر را برانگيزد يا از زمين مانند ستون به سوى آسمان برخيزد وجمع آن أعاصير واعاصر است . اعصار : 1 - در آمدن در عصر . 2 - گردباد ( فرهنگ فارسي دكتر معين ) .