ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
24
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ستايش آنان است . ( 5494 - 5477 ) در بارهء سخن حضرت : ومن يقبض يده عن عشيرته ؛ توضيح وشرح همان است كه سيد رضى بيان كرده است ، وآن عبارت از اين بود كه شخص هرگاه خير ونيكى را از بستگانش دريغ كند ، در حقيقت دست واحدى نفع وخير را از آنان باز داشته ، وهرگاه همين شخص نيازمند يارى اقربا وخويشانش باشد ، از يارى وكمك به أو سرباز مىزنند . پس در واقع از خود يارى دهى ، دستهاى فراوانى را منع كرده است . شرح سيد رضى ( ره ) پيرامون اين جمله هر چند جالب وخوب است ، ولى نياز به تكميل وتوضيح بيشترى دارد كه جنبهء استدلالي پيدا كند . وبيان استدلال بدين شرح است : وقتي انسان ، نفع وسودش ، با دستهاى زياد ، كاملتر از نفعي كه در خوددارى از انفاق وبخشش بديگران مىبرد بيشتر باشد ، واجب است كه با اعطا وبخشش به وسيلهء دست واحد ( دست انفاق كننده ) از منافع دستهاى زيادى دستهاى انفاق شده ، مورد انفاق بهرهمند شود در غير اين صورت ، با خوددارى از نفع مختصرى كه با دست واحدى انجام گرفته ، موجب خوددارى ، دستهاى زيادى از نفعرسانى به خود شده ، سود بزرگى را بر خويشتن تباه ساخته است . بنا بر اين توجّه ، به سود اندك وآنى ، سبب از بين رفتن منفعت بزرگترى شده است . اين امر ، نقض غرض وناداني وناآگاهى است . ( 5502 - 5495 ) در تكميل مطلب فوق حضرت مىفرمايد : . . . ومن تلن حاشيته من قومه المودّة : « آن كه برخوردش را ، با اطرافيانش ، سهل وآسان كند ، دوستى خويشان ونزديكانش را استمرار بخشيده است . » اين جملهء حضرت در تكميل تربيت ثروتمندان ، بيان شده كه سود خوش برخوردى وملاطفت به اغنيا برمىگردد ورشتهء مصلحت در جهان از فروتنى وخوش برخوردى با مردمان ، نظام مىيابد . حضرت با بيان نتيجهاى كه براي هر خردمندى مطلوب است ، ثروتمندان را به تواضع واداشتهاند ، كه عبارت از استمرار دوستى ومحبّت با مردم