ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

21

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

« عفوة » : من أهل ومال : به معنى منتخب وبرگزيده‌اى از ميان خانواده ومال نيز روايت شده است . عرب به خلاصه وبرگزيدهء شيء عفوة مىگويد وقتي گفته شود : اكلت عفوة الطعام ؛ يعنى دستچين غذا ، خوب ونابش را خوردم . شريف رضى در بارهء فصاحت كلام حضرت مىگويد : عجب معناى بلند وتعجّب انگيزى را با جمله : ومن يقبض عن عشيرته إلخ اراده فرموده‌اند ، ! زيرا آن كه خير ونيكى را از خويشانش ، دريغ مىدارد ، در حقيقت يك دست است كه بخشش را از آنها دريغ داشته است ، ولى وقتي به يارى آنان احتياج پيدا كند وبه كمك آنها نياز شديد داشته باشد ، گروه زيادى از يارى دادن به أو باز مىايستند واز فريادرسى أو خوددارى مىكنند . در نتيجة از يارى دستهاى زيادى محروم شده ، واز قيام واقدام قدمهاى استوار گروه زيادى بىبهره مانده است . ( 5471 - 5456 ) بخش دوم خطبه با اين جمله آغاز مىشود : الا لا يعدلن عن القرابة : « آگاه باشيد از خويشان فقير وبىچيز كناره‌گيرى نكنيد » . شارح بدوا بعضي لغات وحالات را توضيح مىدهد : فعل يراى از نظر اعراب ، در محل نصب است ، چون حال است براي فاعل « يعدلن » فعل ان يسدّها از نظر اعراب در محل جرّ است ، زيرا بدل از عن القرابة است با توضيح معاني وحالات بعضي از لغات : مقصود حضرت از بخش پايانى خطبه ، تأييد وتأكيد بر مطالبى است كه قبلا به منظور تشويق وتحريص به بذل مال وانفاق به مستمندان بخصوص اقربا وخويشان متذكر شدند واگر بخش دوّم را به طريقي به بخش أول خطبه ربط دهيم ، بخش آخر خطبه بمنزله نتيجهء بيان حضرت خواهد بود . حاصل فرمايش آن بزرگوار از جمله الا لا يعدلن . . . تا أيد كثيرة ، نهى از خرجهاى خدا ناپسندانه است . حضرت ، فعل ان يسدّها را كه در معنى حقيقي بازداشتن جسمي از جسمي به صورت حسّى به كار مىرود ، در بازداشتن وممنوعيّت معقول ، كه