ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

10

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مىشود ، كه كارهاى مشابه آن را انجام مىدهند ، وموجب هتك حرمت وپرده درى مىگردد . پس آن ترك كننده به قمارباز موفّقى ماند كه به انتظار توفيق بردن مال ويا لا أقل پوچ در آمدن تير قمارش وضرر نكشيدن از اين بابت ، نشسته است . خلاصهء مقال اين كه هر چند ، نه بخاطر رضاى خدا ، بلكه به لحاظ ترس از ملامت گناه كار زشت را ترك كند ، باز هم خوب وقرين توفيق است . شرح فوق از سخن أمير مؤمنان ( ع ) با توجّه به معنى لغوى « فعل يخشع » كه سرافكندگى وشرمسارى است بيان شده ولى اگر معناى عرفى وشرعي « يخشع » كه خضوع وتضرّع در پيشگاه حضرت حق است در نظر گرفته شود ، توضيح فرمودهء حضرت چنين خواهد بود : مرد مسلمان هنگامى كه كارى را پست وبىارزش ديد ، از ارتكاب آن خوددارى مىكند وبه وقت يادآورى زشتى آن ، در برابر خداوند به وحشت مىافتد وخاضع مىگردد واز ترس گرفتار شدن به كار بد وابتلاى به معصيت ، به خداوند پناه مىبرد . مانند قماربازى كه هم اميد پيروزى وهم بيم ضرر دارد . مضطرب است كه در قمار زندگى چه خواهد شد . به هر حال چنين فردى انتظار بردن ونباختن را دارد ، انديشه‌اش پيرامون زندگى روزمرّه دور مىزند . مسلمان مبرّا وپاك از خطا نيز انتظار مىكشد ، امّا يكى از دو نيكى وخير را كه به شرح آن خواهيم رسيد . پيش از آنكه شارح به توضيح تشبيه كلام امام ( ع ) بپردازند ، طبق وعدهء قبلي خود ، كيفيّت بازى قمار جاهليّت ، يا همان ميسر را بيان مىدارد ومىفرمايد : حال وقت آن رسيده است كه به چگونگى ، بازى قمارى كه ميسر ناميده شده است بپردازيم ، تا وجه تشبيه در كلام حضرت روشن شود . تعداد چوبهايى كه ، « قداح » ناميده مىشده ، ودر بازى قمار ( گوشت قرباني ) گوسفند يا شتر به كار مىرفته ، هفت تير وبه نامهاى ذيل بوده است : اوّل را « فذّ » مىناميده‌اند . وبه معناى يك سهم ؛ دوّم را « توأم » مىگفته‌اند