ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

6

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ومقرّر است . اين اختصاص يا بىبهره ونصيب ، همان است ، كه در آية كريمهء وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ « 3 » توضيح داده شده است . مقصود از آسمان بلنداى بخشش خداوندى وزمين عالم كون وفساد است . كه از باب استعاره به كار گرفتن ، دو لفظ محسوس ( آسمان وزمين ) براي دو معناى معقول ( بخشش ونابود شونده ) در فرموده حضرت منظور شده است . وجه استعاره در هر دو موضع « آسمان وزمين » ومشاركت معنى آنها ، به ترتيب در بلندى وپستى مكان ومقام است ، وبا توجّه به معنى استعاره‌اى ، معناى حقيقي ، آسمان وزمين در فرمودهء آن حضرت ( ع ) منظور نيست . گذشته از اين براي نزول سمت وجهتي لحاظ نمىتوان كرد ، كه بعدا نزول امر باشد . زيرا لازمهء آن ، تعيين جايگاه ومكان ، براي خداوند است ، وخداوند بلند مرتبه‌تر از آن است ، كه برايش مكان وجايگاهى تصور شود . معنى سخن حضرت به صورت استعاره همان بود كه شرح شد ، گر چه در نظر گرفتن معناى حقيقي آسمان وزمين ، با تأويل وتوجيه ديگرى هم محتمل به نظر مىرسد . بدين سان ، كه چون گردش فلك از جمله شرايط معده‌اند كه بواسطهء آن پديده‌هاى نو ، در زمين پديد مىآيند ، پس آسمان به اين توجيه ، مبدأ حدوث ونزول أمور است . اما تشبيه حضرت تقسيم روزى را ، در ميان بندگان خدا به ريزش باران ، به اين دليل است كه : به دست آمدن روزى ، وفرآهم ساختن زندگى ، خانواده ونظاير آن نصيب هر كس از اين أمور ، كم يا زياد ، گوناگون است ؛ چنان كه بارندگى به نسبت هر يك از مزارع وأراضي مختلف است . اين عبارت حضرت علي ( ع ) نيز از باب تشبيه معقول ، به محسوس است .

--> ( 3 ) سوره حجر ( 15 ) آيهء ( 21 ) : هيچ امرى وجود ندارد جز آن كه گنجينه‌هاى آن در نزد ما است ولى ما آن را به اندازه معلوم نازل مىكنيم .