ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

68

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

به كار بريم بازهم تغييرى در معنى ايجاد نمىشود . از اين بيان روشن مىشود كه ، كوتاهى سخن ( قصر ) ، حذف كلمات وكناية آوردن از ويژگيهاى عقلي است نه قراردادى . وبه همين دليل است كه بيشتر آنچه در علوم عقلي به كار مىروند از نوع دلالت قراردادى هستند زيرا كه در دلالتهاى وضعي احتمال اين كه افزايش وكاهشى كه سبب غلظ واشتباه شود نيست . « امّا فايده بخشي فصاحت وبلاغت در دلالتهاى عقلي التزامى بدين خاطر است كه ذهن از مفهوم لفظ ، به معناى عقلي ( التزامى ) آن انتقال مىيابد ، ودلالتهاى عقلي التزامى فراوانند وگاهى به مفهوم لفظ نزديك وگاهى دوراند . بنا بر اين ناگزير ، بيان معناى واحد به راههاى گوناگون صحيح است وممكن است اين روشها بعضي كاملتر در اداى مقصود وبعضي ناقص‌تر باشند . اين است معناى فصاحتى كه به كلمات مفرد مربوط مىشود . » در جواب امام فخر مىگوييم : اقتضاى تحقيق اين است كه كم وزياد شدن معنوي به معناى قراردادى نيز سرايت مىكند وامام فخر خود قبول دارد كه بعضي از حروف از نظر آهنگ فصيحتر واز نظر شنيدن خوشايندتر است مثل حرف عين ، وبعضي از حروف بر زبان آسانتر جارى مىشود مانند حروف « ذلاقة » وبعضي بر زبان سنگين‌تر جارى مىشوند . وشك نيست كه كلام تركيب يافته از آسانترين وخوشايندترين حروف براي شنونده فصيحتر وخوشايندتر از كلامي است كه اين گونه نباشد . وباز امام فخر قبول دارد كه كلام فصيحتر ، هدايت كننده‌تر بر معنى وسهل القبول است . براي انسان نسبت به كلامي كه اين چنين نيست . واطلاع قبلي از معناى قراردادى به آنچه ما گفتيم زيان وارد نمىكند زيرا انسان گاهى علم قبلي به معناى قراردادى لفظ دارد ، سپس آن را فراموش مىكند وبه هنگام شنيدن لفظ ، نفس انسان معنى را از لفظ فصيح سريعتر درمىيابد واز شنيدن آن به دليل فصاحتش لذّت مىبرد . برترى