ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
658
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
اين فرمودهء امام ( ع ) در معناى شرط وبه صورت استعارهء كنايهاى آمده است . كلمهء دوم اين است كه : « تا به مقصود برسيد » . اين كلمه اجزاى شرط است ، با اين توضيح كه اگر سبكبار شويد خواهيد رسيد . ومقصود از « تلحقوا » رسيدن به درجات سابقين يعنى اولياى خداست كه به جايگاه عزّت حق رسيدهاند . ملازمهء ميان سبكبار بودن ورسيدن به سابقين قبلًا توضيح داده شد . چون در بخشش الهى بخلى نبوده واز آن ناحية كوتاهى قابل تصوّر نيست . چنان كه توضيح داده شد زهد حقيقي نيز قوىترين سبب سلوك إلى اللّه است ، پس هر گاه نفس انسان آمادگى دورى جستن از غير خدا را پيدا كند وبراي كسب نور به ذات كبريايى أو توجّه كند آنچه استعداد كسب فيض را پيدا كرده باشد بدان دست مىيابد وبه درجات سابقين مىرسد وبه ساحل عزّت پروردگار وجاى امن أو وارد مىشود . ( 4986 - 4983 ) جملهء چهارم : فانّما ينتظر باوّلكم آخركم يعنى آنها كه قبلًا از دنيا رفتهاند در قيامت كبرا انتظار مرگ وآمدن ديگران را دارند . از اين جمله اين گونه مىتوان برداشت كرد كه چون نظر عنايت الهى به خلق يكسان است ومنظور از برپايى قيامت در مورد انسانها وصول به ساحت عزّت حق مىباشد كه نهايت كمال وجودي انسانهاست ، لذا امام ( ع ) طلب عنايت الهى مردم را كه كمال وجودي آنهاست تشبيه كرده است به انتظار مردمى كه مايلند همگى ، آنها كه جلوتر رفتهاند وآنها كه عقب ماندهاند ، به هم برسند بنا بر اين لفظ « انتظار » به عنوان استعاره براي طلب عنايت الهى به كار رفته است ، وچون در اين جا انتظار مردم را براي رسيدن به عنايت حضرت حق وحضور در قيامت لازم دانسته است آن را دليل تشويق مردم به سبكبارى وقطع علايق دنيوي قرار داده است وشكّى نيست كه اين انتظار براي صاحبان خرد كار معقولى است