ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
626
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ظالم ، آمادگى يافتن ستمگر براي پذيرش قساوت دل وحجاب در مقابل پذيرش أنوار الهى مىباشد . ثواب وكيفر آن دو همان آمادگيى است كه آنها براي پذيرفتن نور ويا تاريكى پيدا مىكنند . بايد دانست كه اين نقل وانتقالات وبر دوش كشيدن گناهان مظلوم به وسيلهء ظالم اگر چه امرى است كه در همين دنيا انجام مىشود ، ولى چون براي بينندگان جز در روز قيامت ظاهر وآشكار نمىشود به روز قيامت اختصاص داده شده است . در كلام امام ( ع ) كلمهء حمّال بر وزن فعّال براي مبالغه وفراوانى انجام عمل به كار رفته است ، بدين معنى كه كسى خطاهاى فراوان ديگران را به عهده مىگيرد . ( 4361 - 4345 ) وامّا مرد دوّمى كه مورد خشم خداست امام ( ع ) با بيست صفت به شرح زير أو را از ديگران متمايز مىكند : 1 - زمينهء جهل را فرآهم مىآورد . اين عبارت استعارهء جمع محسوس است براي جمع منقول . 2 - جهالت را در ميان مردمى كه از اشراف نيستند ، پراكنده مىكند . از اين كلام فهميده مىشود كه جهل پراكنى در حق شخص معيّنى است ، هر چند ظاهر عبارت عموميّت دارد . 3 - بسرعت به باقيماندهء فتنه دست مىاندازد وآن را بشدّت وظلمت اوّلش باز مىگرداند ودر روايتي غاراً به جاى عاد به كار رفته است ، يعنى در تاريكيهاى دشمنى سرگردان است وراه خلاصي از آن را نمىيابد . 4 - براي برقرارى صلح ومسالمت ميان مردم ونظم بخشيدن به امورشان وهمچنين دريافت مصالح جهان بصيرت ندارد وبنا بر اين به مصالح مردم نادان است وبه فتنه انگيزى در ميان مردم دست مىزند . ( 4379 - 4362 ) 5 - مردمان نادان أو را دانشمند مىدانند در حالي كه دانشمند نيست . مقصود از « أشباه الناس » نادانان وگمراهانند ، همان كساني كه انسانهاى كامل