ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
53
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
بحث سوّم : دانشمندان اختلاف دارند كه آيا شرط صدق مشتق بر معنايى ، استمرار معناى مشتق منه آن است يا خير ؟ مثلا وقتي به كسى گفته مىشود سارق ، معناى آن تداوم سرقت از گذشته تا حال است يا خير ؟ حق اين است كه به دلايلى شرط صدق مشتق بر معنايى ، بقاى معناى مشتق منه از گذشته تا حال نيست . 1 - ما به ضرورت آگاهيم كه أهل لغت لفظ مشتق را در مواردى به كار مىبرند كه معناى اشتقاقى ( مشتق منه ) آن باقي نيست ، مثل كلمهء قاتل را در حال حاضر در مورد كسى به كار مىبرند كه در گذشته قتل انجام داده است . 2 - مثلا شخصي كه فعل زدن از أو در يكى از زمانها صادر شده است ، چون معناى زدن نسبت به حال وگذشته عموميّت دارد ما مىتوانيم زدن را در زمان گذشته يا حال به أو نسبت دهيم واگر زدن را در زمان حال به وى نسبت ندهيم نمىتوانيم از وى به طور كلّى نفى كنيم ، بنا بر اين صدق مشتق نمىتواند تداوم بقاى معناى مشتق منه باشد . 3 - گاهى مشتقّات از مصدرهاى گذرا گرفته مىشوند مانند سخن گوينده وخبر دهنده ، كه تداوم مصدر اشتقاقى در آنها ممكن نيست ، زيرا وقتي انسان حرف دوّم را بر زبان جارى مىسازد ، حرف اوّل سخنش باقي نمانده وگذشته است . بنا بر اين اجزاى كلمه به طور پيوسته وهمزمان در خارج تحقّق پيدا نمىكند ، چه رسد به اين كه ادّعا كنيم معناى مشتق منه ( تكلّم ، خبر ) باقي مانده است ، با اين كه به طور اتفاق همهء افراد ، گويندهء سخن را متكلّم مىگويند . ممكن است اشكال شود كه هر گاه شخصي در حال حاضر زننده نباشد ، هر چند در گذشته فعل زدن از أو صادر شده باشد مىتوانيم بگوييم زننده نيست . زيرا زدن به طور مطلق جزئي از زدن در حال حاضر است وچون زدن در حال حاضر بر شخص زننده صادق نيست پس مىتوانيم بگوييم زننده بودن به طور مطلق بر أو صادق نيست واگر اطلاق زننده بودن شخص ( طبق ادّعا ) صادق