ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

610

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

عدالت منحرف شود واز حدود آن تجاوز كند در آتش جهنّم به عذاب دردناك مبتلا خواهد شد ، وهر يك از دو طرف افراط وتفريط نسبت به عدالت ، همان يمين وشمال جادّهء وسط است كه راههاى گمراهىاند براي كساني كه بدانها روى آورند وجايگاه هلاكت‌اند براي آنها كه در آنها قدم بگذارند . ( 4223 - 4217 ) فرموده است : هلك من ادّعى وخاب من افترى . اين كلام امام ( ع ) ممكن است معناى دعايى داشته باشد ويا معناى جملهء خبري ، بدين معنى كه : هلاك باد آن كه ادّعاى چيزى را دارد كه أهل وشايستهء آن نيست . مقصود از هلاك ، هلاكت اخروى است . وناكام وناموفّق باد كسى كه دروغ مىگويد ، يعنى آن كه دروغ را وسيلهء رسيدن به مطلوبش قرار مىدهد به مطلوبش دست نيابد . بايد توجّه داشت كه ادّعا يا مطابق واقع است يا نيست . ادّعايى كه مطابق با واقع نيست حرام است . ادّعاى مطابق با واقع دو صورت دارد : يا نياز به چنان ادّعايى هست يا نياز نيست ، در صورتي كه ادّعا از روى نياز باشد مباح است ، ادّعايى كه نياز بدان نباشد حرام است . دليل حرمت ادّعاى غير مطابق با واقع اين است كه يا از روى عادت دروغ‌گويى است ويا از روى جهل مركب نسبت به مورد ادّعاست كه به دليل وجود شبهه ، كه در ذهنش رسوخ يافته پديد آمده است . وهر دوى اينها از بزرگترين اخلاق ناشايست واز بالاترين گرفتاريهاى آخرت است . امّا ادّعاى مطابق با واقعي كه از روى نياز نباشد به اين دليل حرام است كه انسان از روى خودخواهى چنين ادّعايى را اظهار مىدارد واز موارد هلاكت است چنان كه رسول خدا ( ص ) فرموده است : « هلاك كننده‌ها سه چيز است : أطاعت از