ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
605
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
تقسيم كرده ) ، پيامبران از همين دسته اوّل به شمار مىآيند . دستهء سوّم كساني هستند كه در أطاعت خدا كوتاهى دارند وپيروى از شيطان را برگزيدهاند ، عنان اختيارشان به دست شيطان است وهر گاه شيطان بخواهد آنها را از راه خدا باز مىدارد وبه پرتگاه هلاكت ومنزل شقاوت مىافكند وروشن است كه چنين شخصي در آتش خواهد بود خداوند در اين باره مىفرمايد : « فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ ، إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ » « 2 » . قسم دوّم ، داراى دو صفت است كه از دو جهت پستى وبلندى أو را فرا مىخوانند . خواستن بهشت أو را به سمت علوّ به حركت در مىآورد كه راه خدا را بپيمايد هر چند اين گرايش به سمت علوّ در أو ضعيف باشد ودست شيطان أو را به فرومايگى وپستى مىكشاند ، مگر اين كه اميد أو به عفو خدا دستش را بگيرد وخداوند به ديدهء رحمت به أو بنگرد . اگر به حركت كند وضعيفش رحمت خدا اضافه شود احتمال سلامت وى بيشتر وبه علوّ درجه نزديكتر مىشود . اينك لازم است براي توضيح آنچه گفتيم به حقيقت اميدوارى اشاره كنيم : رجا واميدوارى عبارت است از آسايش نفس براي انتظار آنچه نزدش محبوب وپسنديده است . اميدوارى حالتي است كه براي نفس از روى علم حاصل مىشود وعملي را اقتضا مىكند . بدين بيان كه آنچه را نفس از أمور پسنديده يا ناپسند تصوّر مىكند سه حالت دارد : يا در گذشته وجود داشته يا در حال وجود دارد ويا در آينده به وجود خواهد آمد . اگر شيء مورد توجه نفس در گذشته وجود داشته است واكنون نفس بدان توجّه مىكند ، اين حالت نفس
--> ( 2 ) سورهء هود ( 11 ) : آيهء ( 106 ) : كساني كه شقى وبدبخت شدند به آتشى گرفتار شدند كه داراى شعله وصداى وحشتناك است تا زماني كه زمين وآسمان برقرار باشند در جهنم خواهند ماند مگر آن كه خداوند آنها را نجات دهد زيرا پروردگار آنچه بخواهد مىكند .