ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

600

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

سوارش را به بيراهه برده وبه هلاكت رسانده است . همچنين مرتكب خطا چون بر غير نظام شريعت رفتار مىكند وزمام أمور شريعت را رها ساخته وبه حدود دين عمل نمىكند سرانجام چنين وضعي افتادن در بزرگترين مهلكه يعنى جهنّم است واين استعارهء لطيفى است . ( 4079 - 4060 ) فرموده است : الا وانّ التّقوى مطايا ذلل حمل عليها أهلها وأعطوا ازمّتها فأوردتهم الجنّة . در اين عبارت امام ( ع ) لفظ « مطايا » را با صفت زيباى « رام » كه موجب ميل به آن مىشود استعاره آورده وهيأتى را كه زيبندهء سواره است يعنى در دست داشتن افسار ترسيم فرموده است وبا زمام به حدود شريعت كه پرهيزگار آن را رعايت كرده واز آن تجاوز نمىكند اشاره كرده است وچون مركب رام سوارش را طبق نظم شايسته حركت مىدهد واز راه راست بيرون نمىرود وداراى مهارى است كه راكب مىتواند آن را از انحراف بازدارد ، بنا بر اين سوار خود را نهايتاً به مقصد مىرساند . تقوا نيز نسبت به متّقى چنين است كه سالك إلى اللّه به وسيلهء تقوا به آسانى وآسودگى راه حق را مىرود ودر موارد هلاك بر هواي نفس خود مسلّط است واز آن پيروى نمىكند ، بنا بر اين هواي نفس در اختيار أو ، وهمچون مركب رامى است ورعايت حدود خدا سبب ايجاد ملكهء تقوا واستمرار آن مىشود وبدين‌سان تقوا شبيه مهارى است كه مركب نفس را به اختيار در مىآورد در اين كه تقوا صاحب خود را به سلامت به سعادت ابدى مىرساند شبيه مركبى رام است كه سوار خود را به مقصد مىرساند . در هر دو مورد ( تشبيه خطا ، به أسب چموش وتقوا به مركب رام ) استعارهء محسوس براي معقول است . پس از آن امام ( ع ) توضيح مىدهد كه دو راه براي رفتن وجود دارد : راه خطا وراه تقوا وپس از آن حق وباطل را بيان داشته وتقوا را همان حق ، وباطل را همان خطا معرفى مىفرمايد . سپس مىفرمايد براي هر يك از راههاى حق وباطل راهروانى