ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

598

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

دادند مانند ايجاد غمهاى كشنده ، عدم امتياز صالحان از ناصالحان ، بالا بردن موقعيّت اجتماعي أراذل وأوباش وخوار وپست ساختن بزرگان از مقام ومنزلتي كه داشتند . ( 4005 - 4003 ) 2 - غربله ، گويا كناية از در آميختن آنها ومورد آزمايش قرار دادن آنها به وسيلهء دشواريها وكشته شدن در راه خداست همچنان كه بسيارى از صحابه وتابعين اين چنين آزموده شدند . در اين عبارت عمل آنها به غربال شدن آرد تشبيه شده است كه خالص از ناخالص جدا مىشود . به همين دليل لفظ غربال براي آزمايش وجدا شدن حق از باطل استعاره آورده شده است . در دو جملهء فوق سجع متوازى وجود دارد . ( 4016 - 4006 ) 3 - افراد جامعه زير ورو شوند چنان كه محتواى ديگ به وسيلهء كفگير زيرورو مىشود تا افراد پايين جامعه بالا آيند وبالعكس . در اين جا لفظ « سوط » براي منظور ياد شده استعاره به كار رفته ، زيرا صاحبان جور كه بعد از حضرت آمدند بر مردم ستم واهانت روا داشتند وقواعد اجتماعي را به ضرر مردم تغيير دادند . جملهء سوم از نظر معنى به جملهء اوّل نزديك است . ( 4026 - 4017 ) فرموده است : وليسبقنّ سابقون كانوا قصّروا وليقصرنّ سبّاقون كانوا سبقوا اين سخن امام ( ع ) اشاره به تغييراتى است كه در جريان حوادث زمان براي مردم پيش آمد . بعضي از شارحان نهج البلاغة گفته‌اند مقصود امام از مقصّران كساني هستند كه به سوى گروهى رفتند كه آنها از يارى امام ( ع ) در آغاز امر پس از وفات رسول خدا ، خوددارى كردند وآن گاه امام ( ع ) را در زمان خلافتش يارى دادند وبا آن حضرت در جنگها شركت كردند . ومنظور امام از سابقين كساني هستند كه امام ( ع ) را يارى ندادند وأو را تنها گذاشتند واز أو روى برتافتند وبا أو جنگيدند . احتمال دارد منظور امام ( ع ) عموم افرادى باشند كه در گرويدن به اسلام سابقه داشتند ولى امام ( ع ) را يارى نكردند . بنا بر اين مقصّران با سابقهء