ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
579
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
عايشه بوده است ، وچنين حالتي داشتند كه با ديدن شتر وصداى آن جمع شدند وبه ميدان آمدند وبا پى شدن آن فرار كردند . اين جملهء امام ( ع ) در بيان نكوهش ، از جملهء اوّل شديدتر است . امام ( ع ) صداى شتر را كناية از دعوت عايشه به جنگ آورده وقتي كه عايشه سوار بر شتر بود ومردم را به جنگ دعوت مىكرد . ( 3753 - 3752 ) چهارم - ناپايدارى وسستى اخلاقشان بود . امام ( ع ) با اين جمله اشاره به پستى وعدم اعتدال اخلاق آنها فرموده . چون أصول فضايل اخلاقى چنان كه مىدانى سه چيز است ( حكمت ، عفّت وشجاعت ) وآنها به خاطر جهل ، افكارشان در أطراف مصلحت دور مىزد واين تفريط در حكمت عملي است واز طرفي ترسو بودند كه اين تفريط در شجاعت است ، ونيز اعمالشان خلاف حق بود كه اين افراط است در ملكهء عفّت وعدالت ، بنا بر اين صدق مىكند كه اخلاق آنها پست وناپايدار باشد . ( 3756 - 3754 ) پنجم - مخالفت كردن با پيمان وشكستن آن است . مصداق روشن اين عهد شكنى اين بود كه عهد آن حضرت را شكستند وبر خلاف بيعت أو رفتار كردند واين خود خدعه ونيرنگى است كه در مقابل وفادارى قرار گرفتند . ( 3759 - 3757 ) ششم - دورويى در دين . چون أهل بصره بر امام ( ع ) شوريدند وبا آن حضرت جنگيدند ناگزير از دين خارج شدند . اين كلام امام ( ع ) گويا خطاب به بعضي از مردم بصره است ، زيرا منافق عرفى كسى است كه در دل از اسلام خارج شود وبا زبانش به اسلام تظاهر كند . بنا بر اين خطاب امام ( ع ) به كساني است كه اين گونه بودهاند . ( 3762 - 3760 ) هفتم - نكوهشى است كه امام ( ع ) در بارهء شهرشان فرموده است وآن شور بودن آبشان بوده وعلّت شورى آب آنها نزديكى شهرشان به دريا ومخلوط شدن آبشان با آب درياست . نكوهش امام ( ع ) براي اين است كه خودشان اين مكان را