ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

491

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ترسناك از شيء آزار دهنده به كوه پناه مىبرد ، واين جمله نيز استعارهء زيبايى است براي آل نبي . ( 2459 - 2452 ) ومقصود از اين كه فرمود : بهم أقام انحناء ظهره ، اين است كه خداوند سبحان امامان را براي پيامبر بازوان وپشتوانه‌هايى قرار داد كه ضعف خود را با آنان قوّت بخشد وپشت خود را بدانان استوار سازد وامر دين خود را به وسيلهء آنان تأييد فرمايد . انحناء ظهر كناية از ضعف پيامبر در آغاز اسلام است . بنا بر اين سزاوار اين بوده است كه خداوند امامان را براي پشتيبانى دين مقرّر داشته وآنان را براي يارى دين ودفاع از آن واز بين بردن ضعف دين تقويت فرمايد . ومعناى سخن امام ( ع ) كه فرمود : واذهب ارتعاد فرائصه ، اين است كه خداوند به وسيلهء آل پيامبر خوف وترس را از پيامبر بدور كرد ، ترسى كه از ناحيهء مشركان بر حوزهء دين ممكن بود وارد شود واين عبارت كناية از شيئى به بعضي از لوازم آن مىباشد ، زيرا لرزش فرائص از لوازم شدّت ترس است . تمام صفاتى كه براي خاندان پيامبر ونزديكان أو از بني هاشم ذكر شد مانند : عبّاس ، حمزه ، جعفر وعلي بن أبي طالب ( ع ) در بارهء حمايت از پيامبر وگرويدنشان به دين وگرفتاريشان به خاطر دين روشن وواضح است . بخشي كه در بارهء مخالفان امام ( ع ) است زَرَعُوا الْفُجُورَ وَسَقَوْهُ الْغُرُورَ وَحَصَدُوا الثُّبُورَ - لَا يُقَاسُ ؟ بِآلِ مُحَمَّدٍ ص ؟ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ - وَلَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً - هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَعِمَادُ الْيَقِينِ - إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَبِهِمْ يُلْحَقُ 139 التَّالِي - وَلَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ - وَفِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَالْوِرَاثَةُ - الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَنُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ ( 2523 - 2465 )