ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
486
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پيدا كردهاند . بعضي گفتهاند مقصود سرزمين شام است زيرا آن سرزمين مقدّسى بود ولى قاسطين در آن جا مأوا گرفته بودند ( 2418 - 2414 ) ودر همين زمينه معناى كلام امام ( ع ) را كه فرمود : نومهم سهود وكحلهم دموع ، چنين دانستهاند كه مردم شام به دليل اهميّتى كه به كارشان مىدادند وخود را آمادهء پيكار با آن حضرت مىكردند خوابشان نمىبرد وبر كشتگانشان گريه مىكردند وممكن است مقصود از سرزمينى كه دانشمندان آن به سكوت واداشته شده است خود آن حضرت وياران أو باشد ومنظور از نادان محترم داشته معاوية واطرافيانش باشد . بعضي ديگر گفتهاند منظور از خير دار سرزمين عراق وبدترين همسايگان بعضي از أصحاب آن حضرت باشند كه از جهاد سرپيچى كردند . وبه اين دليل مردم عراق در كلام امام ( ع ) بدترين همسايگان شمرده شدهاند كه حق را خوار كردند ودين را يارى ندادند ، زيرا بهترين همسايه آن است كه كمك كار دين خدا باشد . با توجه به معناى دوّم منظور از نومهم سهود ، يعنى ترس مردم عراق از جنگ وسرگردانى آنها در انديشه صحيح . ومنظور از كحلهم دموع يعنى بر كشتگانشان مرتّب مىگريند . بنا به قولي براي پرداخت هزينههاى جنگ گريه مىكنند ، زيرا آن كه در بخشش به كمال رسيده باشد أشك نمىريزد ، بعضي ديگر گفتهاند مقصود از « خيردار » دار دنياست ، زيرا دنيا جاى عمل شايسته است وبيشتر مردم دنيا نادان وبدكارند . مقصود از « خير » صفت تفضيلى نيست تا توهّم برترى دنيا بر آخرت پيش آيد ، بلكه صرفاً اثبات فضيلت دنياست . صفت تفضيلى چنان كه براي اثبات افضليت آورده مىشود براي اثبات فضيلت نيز آورده مىشود ودنيادار فضيلت است براي كساني كه به أوامر خدا قيام كنند وجهتي كه خدا آنها را براي آن آفريده است ، يعنى مزرعه بودن دنيا براي آخرت را رعايت كنند . حديثي نيز بدين