ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

460

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

امّا احرام ولبيك ميقات - حاجى بايد متوجّه باشد كه با لبيك گفتن نداى خداوند تعالى را أجابت كرده است ولى در اين كه أجابت أو مورد قبول واقع مىشود يا خير بايد بين خوف ورجا باشد ودر عين حال امر خود را به خدا واگذار وبر أو توكّل كند . سفيان بن عيينة نقل كرده است كه علىّ بن الحسين زين العابدين ( ع ) حجّ به جا آورد . هنگامى كه احرام پوشيد وبر مركبش نشست ، رنگش زرد شد ورعشه‌اى بر بدنش افتاد ونتوانست لبّيك بگويد . از أو سؤال شد آيا لبيك نمىگويى ؟ فرمود مىترسم كه خداوند بگويد لا لبيك ولا سعديك . وقتي كه لبيك گفت بيهوش شد واز مركبش به زمين افتاد وهمين وحشت وترس بر حضرتش باقي بود تا حجّ را به پايان رساند . خدا تو را بيامرزد . اكنون به اين نفس پاكيزه بنگر كه به دليل استعداد دريافت أنوار الهى ، رائحة الهى ونفخات ربّانى أو را فرا مىگيرد واز هر چيزى بجز جلال وعظمت أو فراموش مىكند . حاجى بايد به هنگام أجابت نداى خداوند سبحان متذكّر أجابت نداى خداوند در نفخ صور وحشر خلق از قبور وازدحامشان در عرصهء قيامت باشد ، در حالي كه أجابت كنندگان نداى حقّ متعال در قيامت به مقرّبان ومغضوبان ومقبولان ومردودان ومردّدان تقسيم مىشوند ودر خوف ورجا قرار دارند وحجّاج در ميقات نيز چنين‌اند كه نمىدانند اتمام حج براي آنها ممكن خواهد بود يا نه . امّا ورود حاجى به مكّه - به هنگام ورود بايد توجّه داشته باشد كه به حرم امن خدا وارد مىشود واميدوار باشد كه با ورود به خانهء حق از عذاب خدا در أمان خواهد بود وهم بترسد كه از أهل قرب نباشد ، ولى اميدوارى أو بايد غالب باشد ، زيرا لطف خداوند كريم عميم است وشرف خانهء أو عظيم وحق زائر مورد توجّه وپناه بردن به خانهء خداوند ضايع نمىشود ، بخصوص در نزد اكرام