ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
457
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
زيارة كند تا به حكم وعدهء خداوند كريم ، وجه پروردگار متعال را مشاهده كند . مقصود از عزم ، حضور ذهني است به اين كه تصميم بگيرد از زن وفرزند جدا شود وبا ترك شهوات ولذّات به پروردگار روى آورد ومتوجّه زيارة خانهء حق شود واز عظمت وشأن خانه ، عظمت پروردگار را دريابد وتصميم خود را براي خدا خالص وآن را از آلودگى به ريا ونام وآوازه دور گرداند ، زيرا شهرت طلبي ، شرك خفّى است . وبايد اين حقيقت را بداند كه جز قصد وعمل خالص أو پذيرفته نمىشود واز زشتترين زشتيها اين است كه قصد خانهء پادشاه وحرم أو را بكنى ودر دل ديگرى را در نظر داشته باشى در حالي كه أو از چشم برهم زدن وانديشهء درون تو مطّلع است اگر چنين باشد أمور بهتر ووالا را به أمور پست وزشت تبديل كردهاى منظور از قطع علايق حذف همهء خواستهاى قلبي غير از قصد عبادت وتوبهء خالص از ظلم وأنواع معاصي است ، زيرا هر مظلمهاى نوعي علاقة است وهر علاقهاى دشمن حاضري است كه به انسان در آويخته وبر عليه أو فرياد مىزند ومىگويد آيا قصد خانهء پادشاه را كردهاى با اين كه أو بر نافرمانى تو در منزلت آگاه است ؟ به أو اهانت مىكنى وتوجّه به نهى ومنع أو ندارى ؟ وشرم ندارى كه مانند يك بندهء گناهكار بر أو وارد شوى وأو درهاى رحمتش را بر تو ببندد وتو را در بازداشتگاه خشمش گرفتار سازد ؟ پس اگر ميل به قبول زيارتت دارى از همهء معاصي در آي وهمهء علايق قلبي خود را از غير خدا قطع كن تا با چهرهء دلت متوجّه خدا شوى همان گونه كه با چهرهء ظاهرت متوجّه أو هستى . از قطع علايق در سفر حج ياد قطع علايق در سفر آخرت كن ، زيرا تمام ويژگيهاى حج مثالهاى نزديكى براي سفر آخرت است كه از اسرار ورموز حج به اسرار ورموز آخرت انتقال پيدا مىشود .