ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
36
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
كمال برساند وآرزوهاى حال وآيندهاش را برآورده سازد . همانا [ محمّد جوينى وپدرش ] براي اين امّت دو ماه درخشانى هستند كه روشنايى مىبخشند ، ودو پناهگاه استوارى هستند كه بدانها پناه مىبرند . ودو استوانهاى هستند كه پايههاى ايمان بدانها متكى است ودو شمشير برّان هستند كه دين حق به وسيلهء آنها بر ساير دينها چيره مىشود . خداوند از ناحيهء اسلام واهلش بهترين پاداش نيكوكاران را به آنها بدهد وآنان را به بهترين فضل پياپى كه براي بندگان شايستهاش آماده ساخته مخصوصشان گرداند وخوشبختى آنها را پايدار كند وآنها را به وسيلهء هماهنگى قضا وقدر با آرائشان يارى فرمايد ودولت وحكومتشان را از پيشامدهاى بد وبلاهاى روزگار محفوظ بدارد ونتيجة اعمال زشت ودشمنانشان را از ابتدأ بىاثر گرداند . هنگامى كه توفيق ديدار جوينى برايم دست داد ، به حضور شريفش رسيدم . از روى علاقة ومحبّت جايگاه ومقامي را به من اختصاص داد كه خواستههاى درونيم برآورده شد وبارانهاى نعمتهايش را بر من بارانيد كه بىشباهت به نعمتهاى خداوندى نبود ، در گفتگوهاى دوستانهاش ستايش نهج البلاغة وعظمت وفضيلت واهميّت آن را به گونهاى بر زبان راند كه دانستم وى همان كسى است كه من در جستجويش بودم كه آگاه به ارزش نهج البلاغة ومنزلت آن در بين كتابهاست . من علاقهمندى خاطر وى را به كشف اسرار ودقايق وحقايق نهج البلاغة دو چندان كردم . دوست داشتم براي اداى شكر پارهاى از نعمتهاى گذشته وبخششهاى مكرّر وسپاس حضورش ، شرحي بر نهج البلاغة بنويسم كه به مباحث يقيني مزيّن وبه قواعد أصولي مرتّب باشد . در اين شرح آنچه از اسرار ورموز براي من آشكار است روشن گرداندم وگنجينههاى نهفتهء اين كتاب را بر ملا ساختم ، هر چند گروهى از صاحب نظران خردمند در شرح اين كتاب پيش از من دست به كار شدهاند ونكته سنجان