ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
440
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
كلمهء كتاب ، مشخّصى فهميده شود ، تا نتيجة اين باشد كه آنچه محمّد ( ص ) آورده است عين همان چيزى است كه انبياى سابق آوردهاند ، زيرا اين امر محالى است ، بلكه مقصود دستور العملهاى حقّى است كه أنبيا در ميان امّتهاى خود به جا گذاشتهاند وآنچه بر محمّد ( ص ) نازل شده است ، دستورالعملهايى از همان نوع است . توضيح اين كه قوانين كلّى كه همهء أنبيا در آن اشتراك دارند عبارتند از توحيد ، منزّه بودن خداوند متعال ، چگونگى بعث وقيامت وديگر قواعد كليّى كه نظام كلّى جهان بر آنها استوار است مانند حرمت كذب ، ظلم ، قتل ، زنا وغير اينها از أموري كه در آنها هيچ پيامبرى با پيامبر ديگر اختلاف ندارد . اين قوانين كلّى ياد شده به منزلهء ماهيّت واحد كليّى هستند كه در اشخاص مختلف وجود دارند وچنان كه عوارضى بر ماهيّت شخص خاصّى عارض مىشود كه در شخص ديگر نيست وملاك اختلاف نزد اشخاص همين عوارض مىباشند كه صورتهاى خاصّ شخص را مىسازند . همچنين كتابهايى كه بر زبان أنبيا نازل شده ، آنها به منزلهء اشخاص مختلفي هستند كه داراى ماهيّت واحدى مىباشند . اختلاف كتب بر حسب كم يا زياديى است كه بر ماهيّت آنها به خاطر اختلاف مردم وزمان مكان عارض مىشود . « مبيّنا » به عنوان حال منصوب است وعامل آن فعل خلّف وذو الحال ضمير فاعلى است كه به پيامبر ( ص ) باز مىگردد [ ومعناى آن اين است : در حالي كه پيامبر بيان كنندهء حلال وحرام كتاب است ] . ( 2016 - 1997 ) فرموده است : حلاله وحرامه وفضائله وفرائضه و . . . . اين جمله اشاره به احكام پنج گانهء شرعي است كه علم فقه بر آنها دور مىزند وآنها عبارتند از : وجوب ، استحباب ، حرام ، كراهت ، مباح . امام ( ع ) با واژهء حلال ، مباح ومكروه را در نظر گرفته واز حرام أمور ممنوعه واز فضائل أمور مستحب واز فرائض أمور واجب را منظور داشته است واز