ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

420

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 1970 - 1945 ) آن گاه خداوند سبحان ملاقاة پيامبر را پسنديده چنان كه أو را ملاقاة خدا را دوست مىداشت در اين باره پيامبر ( ص ) فرمود : « آن كه ملاقاة خدا را دوست بدارد خدا ملاقاة أو را دوست مىدارد « 20 » . » خداوند چنين پسنديد كه بزرگوارى كامل ونعمت شامل خود را در نزد خود وجوار رحمتش به پيامبر ارزانى دارد : في مقعد صدق عند مليك مقتدر . پيامبر را در بردن از اين دنيا اكرام فرمود وأو را از مشكلات واذيّت وآزار به دور داشت وچون اجلش فرا رسيد قبض روحش كرد در حالي كه از ناپاكيهاى گناه بد انسان كه از مادر تولّد يافته بود پاك بود چنان كه عرب در ضرب المثل مىگويد : ما برق بارق وذرّ شارق ، هيچ لحظه‌اى از عمرش گناه نكرد . ( 1989 - 1971 ) فرموده است : وخلّف فيكم ما خلّقت الأنبياء . . . ولا علم قائم چون منظور از كسى كه جانشين أنبيا شده در اين عبارت پيامبر اسلام است ممكن نيست همسان وجود أو در هر وقتي پديد آيد زيرا مادّه‌اى كه كمال مثل پيامبر را قبول كند در كمتر تركيبي از تركيبات عنصرى تحقّق مىيابد . بنا بر اين واجب است كه در أمور مردم بعد از پيامبر سنّتى كه شالودهء آن بر وحى وامر وانزال روح القدس باشد تشريع شود . ولازم است كه براي برقرارى آنچه كه پيامبر آن را در أمور ومصالح مردم شرع وسنّت قرار مىدهد تدبير وانديشه شود . فايدهء اين تدبير استوارى خلق وپايدارى آنها بر معرفت خالق وذكر هميشگى خدا ومعاد وجلوگيرى از فراموشى سنّت وشرع ، بعد از انقطاع وحى مىباشد . پس لازم است كه از جانب خدا كتابي در ميان مردم باشد تا مردم را به ذكر خدا جلب وخدا را در همه حال در دل آنها زنده بدارد وشامل أنواع بشارت براي فرمانبردارى از خدا ورسول ، ووعده‌هاى عذاب بزرگ براي نافرمانى خدا و

--> ( 20 ) من احبّ لقاء اللّه احبّ اللّه لقائه .