ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

407

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

خود معطوف داشت واز بلا ومصيبت رهائيش داد وبزرگوارانه وبا احترام روحش را قبض فرمود ( درود بىپايان بر أو وآلش باد ) . پيامبر در بين شما ( مردم ) چيزى را كه پيامبران پيشين در ميان امّت خود گذاشتند به جا گذاشت . چون أنبيا مردم را سرگردان وبدون رهبر وراه روشن رها نمىكرده‌اند ، آن حضرت هم در ميان شما كتاب خدا را به جا گذاشت ، كه بيان كنندهء حلال وحرام ، مستحب وواجب ، ناسخ ومنسوخ رخصتها وعزيمتها ، عام وخاص ، عبرتها وأمثال ، مطلق ومقيّد ، محكم ومتشابه ، وتفسير كنندهء مجمل وبيان كننده مشكلات بود . در قرآن أمور ديگرى نيز هست . أموري كه دانستن آنها را لازم مىداند وچيزهايى كه ندانستن آنها منعى ندارد . أموري كه وجوب آنها در كتاب ثابت است ولى در سنّت نسخشان معلوم شده ويا چيزى كه عمل به آن در سنّت واجب است ودر كتاب ترك آنها آزاد مىباشد . وچيزى كه در وقت مخصوص واجب شده ودر غير وقت آن واجب نيست . قرآن بين چيزهاى حرام شده فرق گذارده . گناه كبيره‌اى كه وعدهء آتش داده شده وگناه صغيره‌اى كه قابل آمرزش است . ونيز أموري كه اندك آن مورد پذيرش است وبسيارش شايسته وپسنديده ودر عين حال تحميلى هم نمىباشد . » [ شرح ] ( 1764 - 1750 ) بحث اوّل - ضمير در كلمهء « في ولده » به آدم ( ع ) باز مىگردد . يعنى خداوند از نژاد آدم ( ع ) انبيايى را برگزيد . حال اگر اين كلام اشاره به آدمي كه نوع انساني است باشد ، نسبت تولّد يافتن از أو عرفا روشن است . زيرا هر يك از اشخاص در اصطلاح أهل تأويل فرزندان همين نوع هستند وباز در معنى فرقى نمىكند كه مقصود از آدم ، اوّل شخص باشد كه در روى زمين پديد آمده است . برگزيدن أنبيا به وسيلهء خدا به معناى افاضهء كمال نبوّت به آنها بر حسب آنچه كه عنايت الهى از قبول واستعداد انبياست مىباشد . ومراد از اخذ ميثاق