ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
400
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
توضيح اين كه آنچه از متاع اخروى كه خداوند به بندگان صالح خود وعده داده است ، أموري هستند كه حقايق آنها بر بيشتر مردم پوشيده است ، نهايت امر با مثل آوردن چيزهاى قابل مشاهده از لذّتهاى دنيايى مردم را به نعمتهاى اخروى تشويق كرده است . به همين دليل بسيارى از مردم اين كه در بهشت چيز زايد بر اين دنيا وجود داشته باشد بر قلبشان خطور نمىكند . وچون بالاتر وبيشتر از نعمتهاى دنيوي تصوّر نمىكنند ، در اين دنيا كوشش آنها به دست آوردن نعمتهاى دنيوي است . هر چند انسان به طور اجمال وعدههاى خداوند كريم را تصديق دارد ولى تفاوت زيادى ميان نعمتهاى بهشتى ولذتهاى حاضر دنيوي تصوّر نمىكند تا موجب ترك لذّتهاى دنيوي براي رسيدن به وعدههاى اخروى شود . بلكه ميل طبيعي انسان به لذّتهاى اين دنيايى است وخيال مىكند لذتهاى دنيايى سودمند سزاوارترند وهمين خيال بر أو چيره مىشود هر چند به حكم عقل يقين دارد كه نعمتهاى اخروى سودمندتر وپايدارترند . بنا بر اين گاهى به سبب سرگرم شدن به لذتهاى اين دنيا وفرو رفتن در آنها غفلت ونسيان بر يقينش چيره مىشود . وهمين است معناى سخن حق تعالى كه فرمود « فَأَخْرَجَ » * وگاهى غفلت كلى حاصل نمىشود بلكه قوّه وهم به دليل نيرومنديى كه دارد با يقين معارضه مىكند وموجب شك وشبهه مىشود . ومعناى كلام امام ( ع ) كه فرمود : فباع اليقين بشكّه همين است . ومنافاتى بين فرمود حق تعالى « فنسى » وكلام امام ( ع ) وجود ندارد . منظور امام ( ع ) از « العزيمة بوهنه » اين است كه عزم وتصميمى كه سزاوار بود آدم در طاعت خدا به كار گيرد ، به ضعف وناتوانى فروخت ، چنان كه خداوند تعالى مىفرمايد : وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ، به كار گرفتن لفظ بيع ، در كلام امام ( ع ) استعارهء زيبايى است ، زيرا مدار بيع وفروش بر معاوضهء چيزى به چيزى است ، چه شيء مورد معامله ارزان باشد يا گران ، مانند سخن حق تعالى كه مىفرمايد : أُولئِكَ *