ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

31

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مقدمهء شارح پروردگارا پاك ومنزّهى ، تو را مىستايم ، در ذاتت يگانه‌اى آن گونه كه هر انسان دل آگاهى از درك ذات تو درمانده است ، همچنين در اوصافت يكتايى بدان سان كه زبان هر گوينده‌اى از ستايش تو ناتوان است . ذات تو در بخششهاى دمادمت پيداست آنسان كه با هستى دائمت نياز هر نيازمندى را گواهى ومىدانى وبه بزرگى جلالت آن چنان آشكارى كه همه چيز در مقابل پرتو جمالت بىفروغ وبيهوده است . علمت چنان احاطه دارد كه به اندازهء كمترين ذرّه‌اى در آسمان وزمين از آن پوشيده ومخفى نيست ونعمتها را بىشمار ساختى به گونه‌اى كه شمارش أنواع آنها از مرز اندازه وشمارش گذشت ، جهان را ميدان مسابقه آفريدى تا مردم براي سبقت گرفتن به بارگاه قدست آماده شوند ومردمان را به وسيلهء پيامبران تأييد فرمودى تا توسط آنان براي رسيدن به جوار قربت برترين راهها را بپيمايند وبراي همگان آنچه لازمهء وجودشان بود آماده ساختى ، ولى بعضي از آنها نعمتهايت را انكار كردند وبرخى از پرستشت سرباز زدند وگروهى به أنواع بخششهايت اعتراف كردند وبر آستانهء درگاه كرمت ماندگار شدند . خداوندا ، تو منزّهى از آنچه بندگانت اختلاف دارند ومسلّما در بارهء آن داورى خواهى كرد . منزه مىدانم تو را از آنچه ستمگران مىگويند وبرترى از