ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
385
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
خلق مىشود ، در زمينهء كمال استعداد خاك وبدون واسطهء مراحل ديگر خلقت است . اين معنى كه براي كلام امام ( ع ) ذكر كرديم ، در صورتي است كه آدم را بر اوّل شخصي كه از اين نوع پديد آمده است حمل كنيم ، ولى اگر آدم را مطلق نوع انسان بدانيم مقصود از از جبل منها صورت انسانيّتى است كه دارد واز خلقت صور مكرر وپياپى پديد آمده است ، چنان كه خداوند تعالى فرموده است : وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ « 49 » . بنا بر اين صورت انسانيّت از نطفه سرشته شده است ، كه آن از فزونى هضم چهارم كه حاصل از تغذيه مىباشد فرآهم آمده است . واين صورت يا حيواني است يا نباتى . صورت حيواني به نبات منتهى مىشود ونبات از خلاصهء زمين وآب كه همان خاك آمادهء رويش است تولّد مىيابد . اين معنى كه ذكر شد مخالف كلام امام ( ع ) نيست . زيرا تربت يا خاك پس از آن دورههاى مختلفي از خلقت وفطرت بر آن بگذرد به صورت منى در مىآيد . وصحيح است كه گفته شود صورت انسان از خاك سرشته شده است . ( 1564 - 1558 ) امام ( ع ) كه فرمود : اجمدها حتّى استمسك . . . در هر دو جمله ضمير به صورت واعضاى صورت باز مىگردد . بنا بر اين اجماد نهايت استوارى است كه به بعضي از اعضا مانند گوشت ، عصب ، عروق ونظير اينها اطلاق مىشود . واصلاد به بعضي ديگر از اعضايى كه محكمى بيشترى دارند گفته مىشود مانند استخوان ، دندانها ونظير اينها . علّت نسبت دادن مخلوقات به مدبّر حكيم به اين دليل است كه أو نخستين علّت است ، وگرنه در سلسلهء علّت ومعلول طبيعي حرارت ، مادّه را مستعد حركت ، وبرودت زمينه رشد خلقت ، ورطوبت شكلپذيرى أجسام ، ويبوست استوارى واستحكام شكل را ، به صورت علتهاى نزديك ، سبب مىشوند .
--> ( 49 ) سورهء مؤمنون ( 23 ) : آيهء ( 13 ) : ما آدمي را از خلاصهء خاك آفريديم ، سپس أو را به صورت نطفه در مكان آرام واستوار قرار داديم .