ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
345
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
باز ساكنان آسمان هفتم بيشتر از آسمان ششم از خدا مىترسند وبه همين ترتيب تا آسمان دنيا » . ابن عبّاس از پيامبر ( ص ) نقل كرده است كه « در عظمت پروردگار فكر نكنيد ولى در خلق فرشتگان فكر كنيد زيرا يكى از آنها كه إسرافيل نام دارد زاويهاى از زواياى عرش را بر دوش دارد ، در حالي كه پاهاى أو در زمين پايين است وسرش از آسمان هفتم بالاتر قرار دارد ودر برابر عظمت خداوند چنان كوچك است كه گويا وصع است ( وصع پرندهء بسيار كوچكى است ) » . باز از ابن عبّاس نقل شده است كه « وقتي خداوند حَمَلهء عرش را آفريد به آنها دستور داد كه عرش را حمل كنيد ، آنها نتوانستند ، سپس به آنها فرمود بگوييد : لا حَولَ وَلا قوَةَ الّا باللَّه . وقتي كه اين جمله را ادا كردند پاهايشان توانايى يافت وتا زمين هفتم فرو رفت واستوار نمىشد . سپس بر پاى هر يك از فرشتگان اسمى از اسمهاى خداوند نوشته شد آن گاه پاهايشان استوار شد . معناى صحيح اين خبر اين است كه وجود ، بقا ، حول وقوّهء فرشتگان در وظيفهاى كه بر عهده دارند از حول وقوّهء خداست . پس اگر خداوند سبحان آنها را آفريده وبه آنها دستور حمل عرش را داده است بايد در آنها به حول وقوّهء الهى ، توانايى اين كار باشد واگر حول وقوّهء الهى نبود ، قادر به حمل ذرهاى از ذرات مخلوقات وآفريدهها نبودند چه رسد به اين كه كارگردانى عرش را كه از بزرگترين جرمهاى عالم است به عهده داشته باشند . با توجّه به توضيح مطلب فوق مىگوييم : آنها كه معتقدند فرشتگان داراى جسماند لزوماً بايد صفات مذكور در كلام امام ( ع ) را به صورت امرى ممكن حمل بر ظاهرشان كنند ، در اين صورت معناى كلام اين خواهد بود كه خداوند بر همهء ممكنات قادر است وامّا آنها كه فرشتگان را از جسميت منزه دانستهاند معتقدند كه خداوند سبحان فرشتگان را آفريد وآنها را مسلّط بر اجرام آسمانها و