ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

338

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

فرشتگان طواف كننده أطراف عرش باشد . در تفسير اين كلام امام ( ع ) گفته‌اند : منظور فرشتگانى هستند كه براي اداى عبادت به صف ايستاده‌اند چنان كه خداوند متعال از آنها چنين خبر داده است : وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ . تحقيق وتوضيح اين كه هر يك از أنواع فرشتگان داراى مرتبهء معيّنى از كمال مىباشند كه به آن درجات اختصاص يافته‌اند واز حالتي كه دارند تغيير وضع نمىدهند واين شباهت به صفهاى منظّمى دارد كه تغيير نمىكند . از چيزهايى كه تأييد مىكند منظور از فرشتگان صفّ ، طواف كنندگان أطراف عرش مىباشد مطلبي است كه در خبر آمده است وآن اين كه در أطراف عرش هفتاد هزار صف از فرشتگان تشكيل شده كه دستهايشان را بر شانه نهاده وصدايشان به تكبير وتهليل بلند است ودر پشت سر آنها صد هزار صف ديگر از فرشتگان است كه دست راستشان را بر دست چپشان نهاده وتسبيح مىگويند . احتمال دارد مقصود امام ( ع ) كه فرمود : ومسبّحون ، فرشتگان در صفّ وغير آنها باشند وأو عاطفه در ومسبّحون هر چند اقتضا دارد كه مسبّحون غير از فرشتگان در صفّ باشد ، ولى اين مقدار مغايرت در اين جا حاصل است ، زيرا آنها كه تسبيح مىگويند از جهت اين كه تسبيح‌گو هستند از فرشتگان أهل صف جدا محسوب مىشوند . بدين لحاظ جايز است كه فرشتگان را به دو نوع تقسيم كرده وبعضي را بر بعضي عطف بگيريم . اين جامعيت را كه به لحاظى صافّون وبه لحاظى مسبّحون باشند ، سخن حق تعالى تأييد مىكند وقتي كه از قول فرشتگان مىفرمايد : وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ . واحتمال دارد مسبحون نوعي يا انواعى ديگر از فرشتگان آسمانها باشند . منظور امام ( ع ) از اين سخن كه فرمود : « دسته‌اى از فرشتگان ساجداند وركوع انجام نمىدهند ودسته‌اى راكعند واز ركوع بلند نمىشوند وگروهى صفّ ايستاده‌اند وصف را به هم نمىزنند ودسته‌اى تسبيح گويند واز تسبيح گفتن