ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

305

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

آن چيزى نيست كه به امر معاد زيان وارد كند ، بدين سبب رها كردن آن وپرداختن به أمور مهم سزاوار است . بحث چهارم - قرآن كريم تصريح دارد به اين كه آسمان از دود ايجاد شده است ( 1352 - 1327 ) ولى سخن امام ( ع ) در اين خطبه گوياى اين حقيقت است كه آسمان از كف آب پديد آمده است . ودر خبر ديگرى وارد شده بود كه از كف آب زمين پديد آمده است . با توجه به اين سه قول ناگزير بايد براي اين إشارات وجه جامعي وجود داشته باشد ولذا مىگويم ( شارح ) وجه جامع ميان كلام امام ( ع ) ولفظ قرآن كريم ، سخن حضرت باقر ( ع ) است كه فرمود از موج دريا وكف آن دودى بدون آتش برخاست واز آن آسمان آفريده شد . شكى نيست كه قرآن كريم از لفظ دخان ، حقيقت آن را اراده نكرده است ، زيرا دود از آتش پديد مىآيد . مفسّران اتفاق نظر دارند بر اين كه دودى كه از آن آسمان آفريده شده است محصول آتش نبوده بلكه به علّت موج آب از تجزيهء آب وتبخير آن پديد آمده است . لذا دخان ، استعاره است براي بخارى كه از روى آب بلند مىشود . بنا بر اين مىگوييم كلام امام ( ع ) در اين خطبه مطابق لفظ قرآن كريم است . با اين توضيح كه كف روى آب ، بخارى است كه از حرارت حركت آب از روى آن بلند شده است . جز اين كه تا وقتي سنگينى بر كف روى آب غالب بوده است ، از آب جدا نشده وبه نام كف ناميده مىشود . پس از آن كه لطيف شده واجزاى هوا بر آن غلبه كرده واز آب جدا شده وبخار ناميده شده است . بدين ترتيب كفى كه تبديل به بخار شده همان دود در قرآن كريم مىباشد . بنا بر اين منظور قرآن وسخن امام ( ع ) يك چيز است . پس بخار جدا شده از آب چيزى است كه آسمانها از آن ساخته شده ، واز كفى كه از دريا جدا نشده وبر روى آن باقي مانده زمين آفريده شده است . وجه مشابهت ميان دود وبخار كه موجب صحّت استعاره آوردن لفظ دخان براي بخار شده دو چيز است :