ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

301

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

فرمانبردار أو بود وبا كلمهء اللّه حركت آغاز شد ، وپس از كلام ، خداوند تعالى فعل را ايجاد كرد وبه وسيلهء فعل به حركت وبه وسيلهء حركت به حرارت دلالت كرد وپس از آن كه حرارت به نهايت رسيد ، سكون پديد آمد وسكون را نشانهء سرما قرار داد وپس از آن طبايع چهارگانهء عنصرى را از اين دو قوّه يعنى سرما وگرما پديد آورده توضيح اين كه از حرارت نرمى حاصل مىشود واز انجماد خشكى پديد مىآيد . هر يك از قواى چهارگانهء مفرد را با بعضي درآميخت واز اختلاط وآميزش آنها طبايع چهارگانه پديد آمد . هر يك از اين طبايع چهارگانه قائم به نفس خود وغير مركب‌اند . پس از آميزش حرارت وخشكى آتش پديد آمد واز برودت ورطوبت آب واز حرارت ورطوبت هوا ، واز آميزش سرما وخشكى زمين پديد آمد . سپس چنين ادامه داده است كه چون حرارت طبيعت زمين را حركت داده آب به دليل لطافتش در روى زمين به حركت در آمد . آنچه از آب به زمين برخورد مىكرد به خاطر سنگينى زمين به بخار تبديل شد ، وبخار چون لطيف ودقيق بود به هوا رفت وآن أول دودى بود كه از روى آب برخاست وبا هوا درآميخت وبه دليل سبكى ولطافت ، بلند شد ودر صعود وبالا رفتن به اندازهء توان ودورى از حرارت ، تا نهايت درجه رسيد وفلك اعلا را كه فلك زحل است ساخت ، دوباره گرما آب را به حركت در آورد ، از آن دودى پديد آمد ، كه به لطافت هوا نبود وبه دليل لطافت كم به فلك زحل نرسيد ، واز آن فلك دوّم ساخته شد كه فلك مشترى است . به همين طريق از بلند شدن بخار أفلاك پنج گانهء ديگر ساخته شدند . از تمام اين إشارات استفاده مىشود كه آب عنصر اصلى است كه از آن آسمان وزمين آفريده شد واين مطابق كلام امام ( ع ) است . ( 1307 - 1302 ) بحث سوّم - در بارهء اين سخن امام ( ع ) است كه فرمود : ادام مربّها . قطب راوندى در معناى اين جمله گفته است كه اجتماع آب وباد وتسويهء آب را به وسيلهء باد مقرر فرمود . توضيح سخن راوندى اين است كه چون آب