ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

294

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

داده كه از آن مقدّم ومؤخّر نمىشوند ، چنان كه در قرآن مجيد فرموده : وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ * « 2 » . ( 1232 - 1229 ) امام ( ع ) با جملهء : لائم بين مختلفاتها ، به كمال قدرت خداوند تعالى توجّه داده است كه به دو صورت توضيح داده مىشود : الف - خداوند به قدرت كاملهء خود ومطابق حكمت ، عناصر چهار گانه را كه از نظر كيفيّت ضدّ يكديگرند ، جمع كرده است به گونه‌اى كه هر يك با ديگرى اثر خاص خود را از دست داده وتركيب شده‌اند ، واين را اصطلاحا تفاعل مىگويند ، به اين صورت كه كيفيّت متوسطى ميان اضداد متشابه پديد مىآيد كه به مزاج تعبير مىشود ، بنا بر اين مخلوط شدن جسم لطيف با كثيف با توجّه به تضاد كيفيّت ونهايت دورى كه از يكديگر دارند به قدرت كاملهء حق تعالى است واز بزرگترين دلايلى است كه بر كمال خداوند دلالت مىكند . ب - مناسبتى كه بين أرواح لطيف ونفوس مجرّدى كه در قوام وجودشان به هيج وجه نياز به مادّه ندارند وميان بدنهايى كه صرفا جسماني واز اين بابت ظلمانى وكثيف‌اند برقرار كرده است وهر نفسي را به بدني خاص قرار داده وآنچه كه لازمهء بقا وهستى آنها از مصالح است ، طبق نظام كامل وراهنمايى لازم تعيين فرموده است ، كه بر كمال قدرت ولطف وحكمت خداوند گواهى مىدهد . ( 1238 - 1233 ) سخن امام ( ع ) كه فرمود غرايز را در طبيعتشان قرار داد اشاره به ركن اساسى جسماني نفساني است وآنچه كه قوام جسم به اوست وهر صاحب طبيعتي بر آن غريزه سرشته شده است ومقتضاى قوايى كه سرشت انسان بر آن استوار شده است لوازم وخواص اوست ، مانند قوّهء تعجّب وخنده براي انسان وشجاعت براي شير وترس براي خرگوش ومكر وفريب براي روباه و . . .

--> ( 2 ) سورهء أعراف ( 7 ) : آيهء ( 34 ) : هر گاه اجلشان فرا رسد ساعتي مقدم وموخر نمىشود .