ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
290
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ستارگان درخشنده زينت بخشيد ودر آن خورشيد فروزان وماه تابان را در فلكى گردان وسقفي سيار ولوحى نگاشته شدهء گردان به جريان انداخت . سپس خداوند آسمانهاى بلند را از هم گشود واز فرشتگان مختلف پر كرد ، كه بعضي از آنها در سجودند وركوع نمىكنند وبعضي در ركوعند وبرپا نمىايستند ، بعضي در صف ايستادهاند وپراكنده نمىشوند ، ودستهاى تسبيح گويند كه خسته نمىشوند ، خواب چشم آنها را فرا نمىگيرد وافكارشان داراى اشتباه نيست ودر بدنهايشان سستى پديد نمىآيد ودچار فراموشى نمىشوند . بعضي از آنان امين وحى وبراي پيامبران ترجمانند وعدّهء ديگرى براي رساندن فرمان خدا در ميان خلق آمد وشد مىكنند وگروهى حافظ بندگان خدايند ودستهاى دربان بهشتند . وبعضي پاهايشان در طبقات زيرين زمين ثابت شده وگردنهايشان از آسمان بالا گذشته است ، اعضا وجوارحشان از أطراف واكناف جهان بيرون رفته وشانههايشان با پايههاى عرش الهى مناسب وموافق است . چشمهايشان در برابر عظمت حق فرو افتاده واز هيبت به بالا نمىنگرند وزير عرش الهى از روى خضوع خود را به بالهاى عجز خويش در پيچيدهاند ، حجابهاى عزّت وپردههاى قدرت حق تعالى بين آنها وطبقهء فروتر آنها قرار گرفته ، خدا را به تصوّر در نمىآورند وصفات مخلوقين را در بارهء خدا جارى نمىسازند وأو را در مكان محدود نمىكنند وبراي أو نظير وشبيهي قرار نمىدهند » . ( 1208 - 1203 ) [ شرح ] من ( شارح ) در زبان أهل لغت فرقى ميان أنشأ وابتدأ نيافتم . هر يك از اين دو به معناى ايجاد كردن بدون سابقه ومدل است جز اين كه فرق ظريفى در معناى اين دو واژه بگذاريم تا كلام امام ( ع ) از تكرار محفوظ بماند به اين طريق كه گفته شود مفهوم انشاء ايجاد چيزى است كه مانند آن چيز سابقه نداشته باشد ومفهوم ابتدأ ايجادى است كه قبل از آن سابقهء ايجادى نبوده باشد . جملهء انشاى خلق وابتداى آن ، اجمالا اشاره دارد به چگونگى آفرينش مخلوقات وقدرت خداوند متعال بعد از اين كه به أصل ايجاد به وسيلهء فطر