ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

284

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ديدن خدا واقع شود ، بنا بر اين به طور كلى خداوند ذاتا به ذات خود آگاه است وچون خداوند ، بصير به معناى ديدن با چشم نيست لازم است كه به اعتبار داشتن صفتي كه تمام أشياء قابل رؤيت برايش وضوح وظهور داشته باشند بصير باشد . به همين جهت است كه اسرار وخفيّات بر خداوند آشكار مىباشد واوست كه همه چيز را مشاهده مىكند ومىبيند وهيچ چيز حتى در اعماق زمين بر أو پوشيده نيست ، هر چند أشياء نام ونشانى نداشته باشند أو آگاه به رموز واسرار ونهفته‌هاست . بينايى از نوع ديدن با چشم هر چند كمال شمرده مىشود امّا اين نوع كمال مخصوص حيوان است وبينايى اگر چه كمال است امّا اين كمال بشدّت ضعيف وناتوان وكم برد است ، چون از ديدن أشياء دور ناتوان واز باطن أشياء هر چند نزديك باشند درمانده است وصرفا ظاهر أشياء را در مىيابد واز درك باطن آنها عاجز است . گفته شده فايده‌اى كه بندگان خدا از چشم مىبرند دو چيز است . يكى آن كه بدانند خداوند چشم را آفريده است تا نشانه‌هاى خداوند وعجايب آسمانها را بنگرند ونگاهشان جز عبرت نباشد . نقل شده كه به عيسى ( ع ) گفته شد : آيا هيچ يك از مردم مثل تو هست ؟ پاسخ داد كسى كه نگاهش عبرت وسكوتش انديشه وسخنش ياد خدا باشد مثل من است . فايدهء ديگر اين كه بداند خدا أو را مىبيند وكلام أو را مىشنود ، پس نگاهش را سبك وآگاهى خداوند را نسبت به خود دست كم نمىگيرد . زيرا هر كس چيزى را كه خدا آگاه است از ديگران مخفى دارد به توجه داشتن خداوند تعالى اهانت كرده است . مراقبت بر صحّت عمل يكى از ثمرات ايمان است ، پس كسى كه به معصيت خدا نزديك شود با اين كه مىداند خدا أو را مىبيند چه جرأت عجيبى كرده وچه زيان بزرگى برده است وكسى كه گمان كند خداوند تعالى أو را