ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

280

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

واجب الوجود نيست ، در نتيجة اگر خداوند حادث باشد واجب الوجود نيست ليكن خداوند واجب الوجود است ، پس حادث نيست . نتيجهء فوق بر أساس صغرى وكبراى منطقي وادلّهء خداشناسى حاصل شده است . دوّمين فراز سخن امام ( ع ) : موجود لا عن عدم ، هر چند معناى بخش اوّل كلام وى : كائن لا عن حدث را تأكيد مىكند ولى مقصود از بخش اوّل كلام امام ( ع ) چيز ديگرى است وآن آموزش دادن مردم براي به كار بردن لفظ « كون » براي خداوند متعال است ، تا اين كه به مردم بفهماند كه معناى « كون » آنچه به ذهن مىآيد « حدث » نيست . احتمال ديگر اين است كه مقصود امام ( ع ) از قسمت اوّل : كائن لا عن حدث ، نفى حدوث ذاتي يا اعمّ از حدوث ذاتي وزماني باشد ومقصود از بخش دوم نفى حدوث زماني باشد . ( 1177 - 1167 ) فرموده است : مع كل شيء . . . تا لا بمزائلة . معناى سخن امام ( ع ) اين است كه خداوند تعالى همراه غير است وعين غير نيست . ملاحظهء غير خدا با خدا اضافهء عارضى است كه براي خداوند نسبت به همهء موجودات حاصل مىشود ، زيرا همهء موجودات از ارادهء خداوند به وجود آمده‌اند . پس صحيح است كه گفته شود أو با همه چيز ومقدّم بر همه چيز است ولى به دو اعتبار مختلف . چون معيّت اضافه‌اى است كه عقل ما با نسبت دادن أشياء به ذات حق وهمراهى وجود حق متعال با وجود آنها واحاطهء علمي خداوند به كليّت وجزئيّت آنها اعتبار مىكند چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى « 32 » وتقدّم خدا بر أشياء نسبتي است كه به اعتبار علّت بودن خداوند براي أشياء فرض مىشود . زيرا مفهوم متعارف معيّت ، أعم از نزديكى زماني ومكاني است ، لذا معيّت خداوند با أشياء به اعتبار نزديكى

--> ( 32 ) سورهء حديد ( 57 ) : آيهء ( 4 ) : هر كجا باشيد أو با شماست وبه آنچه انجام مىدهيد بيناست .