ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

267

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

باشد وپس از ذكر مقدّمات روشن مىشود كه مقصود از همهء مقدمات ونتايج ، آخرين نتيجة بوده است ودر اين عبارت مقصود اين است كه كمال شناخت خداوند نفى صفات از ذات حق تعالى است . قياس مركّب به چندين قياس تقسيم مىشود كه شبيه قياس مساواة مىشود ، زيرا ميان دو مقدمهء قياس در حد وسط آنها شركت وجود ندارد . بنا بر اين هر قياس براي رسيدن به نتيجة به قياس ديگر نياز دارد تا به آخرين قياس دست يافته ونتيجة حاصل شود . مقصود از تركيب اوّل ( قياس اوّل ) در عبارت امام ( ع ) اين جمله است « كمال شناخت خداوند تصديق اوست ( مقدمه أول ) وكمال تصديق حق متعال توحيد اوست ( مقدّمهء دوم ) نتيجهء آن كه كمال شناخت خداوند يگانه دانستن اوست « 25 » . » در قياس فوق چون كمال معرفت تصديق وكمال تصديق توحيد بوده است ، نتيجة اين شده است كه كمال معرفت خداوند يگانه شناخت أو است . پس از اين دو مقدّمه به مقدّمهء سوّم مىرسيم كه قياس جديدى را تشكيل مىدهد وآن عبارت است از سخن حضرت كه فرمود : « كمال توحيد خالص شدن براي خداست » ونتيجهء آن اين است كه كمال معرفت خدا ، خالص شدن براي خداست واز تركيب اين نتيجة با مقدّمهء چهارم كه عبارت است از اين گفتهء حضرت : « كمال خالص شدن براي خدا نفى صفات از ذات حق متعال است » ، مقصود حاصل مىشود . اطلاق لفظ كمال در عبارت را امام ( ع ) به اين حقيقت توجّه مىدهد كه شناخت خداوند متعال از أمور تشكيكى است ، زيرا قابل افزايش ونقصان مىباشد . توضيح اين كه چون ذات حق تعالى از اقسام تركيب به دور است ،

--> ( 25 ) قياس مفصّل قياسي است كه پس از ذكر دو مقدّمه نتيجة گرفته مىشود وسپس نتيجة به عنوان مقدمهء اوّل در قياس دوّم به كار مىرود تا در نهايت نتيجه‌اى كه مقصود است به دست آيد چنان كه در عبارت امام ( ع ) چند قياس به كار رفته ونتيجهء هر قياس به عنوان مقدّمهء اوّل در قياس بعدى مورد استفاده واقع شده است .