ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

264

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

از آب بر روى زمين قرار دارند نوعي مشابهت ومشاركت است ، در اين كه هر دو موجب صحّت استقرار ومانع از تزلزل مىشوند . بنا بر اين نسبت دادن ميخ به صخره‌ها وكوهها استعارهء زيبايى است . وامّا ذكر ميدان در عبارت به اين دليل است كه حيوان در ميدان استقرار مىيابد واگر كوهها نباشند زمين مضطرب مىشود وديگر جايى براي حيات حيوان باقي نمىماند . 4 - بعضي از دانشمندان گفته‌اند كه محتمل است « صخورى » كه در عبارت حضرت آمده است اشاره به أنبيا وأوليا وعلما ، و « ارض » اشارهء به دنيا باشد ، امّا وجه مجاز آوردن أنبيا وأوليا براي صخور اين است كه صخره‌ها وكوهها در نهايت ثبات واستقرارند وزمين زير خود را از حركت واضطراب باز مىدارند وبراي حيوان پناهگاهى از ترس هستند وحيوانات در پناه صخره‌ها از اضطراب محفوظاند . چون كوهها از جهاتى شبيه به ميخهايى هستند كه اشيا را استحكام مىبخشند ، أنبيا وعلما نيز در نظم أمور دنيا وعدم اضطراب مردم مانند ميخهاى زمين مىباشند . بنا بر اين استعاره آوردن صخور براي أنبيا وعلما صحيح است وبه همين دليل زيباست كه در عرف گفته شود « فلان شخص چون كوه استوارى است كه هر غمناكى به هنگام حاجتهاى مهم به أو پناه مىبرد » ودانشمندان عوامل استوارى دين خدا در زمين‌اند . 5 - مقصود حضرت از اين كه كوهها را مانند ميخ در زمين تعبير كرده است اين است كه مردم در راه‌يابى به مقاصدشان به وسيلهء كوهها هدايت مىشوند وجهت حركت را اشتباه نمىكنند ودر راهى كه مىروند گمراه نمىشوند وبه مقصد مىرسند . ( 1071 - 1069 ) فرموده است : اوّل الدّين معرفته چنان كه گذشت دين در لغت به معناى فرمانبردارى است ودر عرف شرعي ، شريعتي است كه به وسيله پيامبر صدور يافته است . پيروى از شريعت