ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

254

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

اين نظر كه كوششگران نمىتوانند حق خداوند را ادا كنند از دو جهت قابل صدق است : اوّل آنكه اداى حق نعمت احسانى است در مقابل نعمت ودر جملات گذشته ثابت شد كه نعمتهاى خداوند سبحان قابل شمارش نيست ، بنا بر اين لازمهء اين مطلب اين است كه نتوان در برابر نعمتهاى خدا مقابلهء به مثل كرد . دوّم آنكه آنچه ما از أمور اختياري انجام مىدهيم در رابطه با اعضا وجوارح ، قدرت واراده وديگر وسايلى كه در انجام كار لازم است ، مىباشد وهمهء اينها بخششهاى خدا وبرگرفته از نعمتهاى اوست ، همچنين آنچه كه از شكر وحمد وساير عبادات از ما صادر مىشود نعمتي است از جانب خداوند ، بنا بر اين نعمتي است در برابر نعمت ( ونه احسانى در برابر نعمت ) . روايت شده است كه اين فكر به خاطر داود ( ع ) گذشت ، همچنين براي موسى ( ع ) پيش آمد وموسى ( ع ) پرسيد اى پروردگار من چگونه تو را شكر گزارم كه استطاعت شكر ندارم ، زيرا هر شكري نعمت دوّمى است از نعمتهاى تو ودر روايت ديگرى چنين آمده است كه هر شكري نعمت ديگرى است كه شكري را براي تو بر من ايجاب مىكند خداوند تعالى به موسى ( ع ) وحى كرد : همين حقيقت را كه دريافتى مرا شكر گفته‌اى . در خبر ديگرى است كه ( خداوند فرمود ) هر گاه دانستى كه نعمتها از من است من همين را به عنوان شكر از تو قبول مىكنم امّا آنچه كه در عرف گفته مىشود كه فلانى حق خداوند تعالى را ادا كرد منظور جزاى نعمت نيست بلكه مقصود اين است كه آنچه خداوند از تكاليف شرعيه وعقلية خواسته كه حقوق ناميده مىشود ، انجام داده است . بنا بر اين كوششگر در امتثال امر ، به اين معنى ادا كننده حق خداوند است . واداى تكليف در حقيقت از بزرگترين نعمتهاى خداوند تعالى بر بنده‌اش مىباشد زيرا امتثال امر خدا وديگر أسباب سلوكى كه انسان را به خداى تعالى مىرساند تماما مستند