ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

250

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بنا بر اين كلمهء قائلين در تنزيه خداوند رساتر از مادحين است . معنى ضمني سخن اين است كه هيچ گوينده‌اى دسترسى به ستايش خداوند تعالى ندارد . ( 1024 - 1020 ) فرموده است : ولا تحصى نعمائه العادّون منظور حضرت از اين جمله اين است كه انسان بر جزئيّات نعمتهاى خدا وشمارش آنها به دليل كثرتشان قادر نيست . اين موضوع به دليل عقل ونقل ثابت شده است ، دليل نقلي سخن حق تعالى است كه مىفرمايد : وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها « 4 » اين آيهء شريفه مصدر ومنشأ اين حكم مىباشد . امّا دليل عقلي اين است كه نعمتهاى خدا نسبت به بندگان دو گونهء ظاهري وباطني است چنان كه سخن حق تعالى : أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ « 5 » بر اين مطلب دلالت دارد . براي روشن شدن اين حكم عقل ، بعضي از جزئيّات نعمتهاى خداوند بر بندگان را يادآورى مىكنيم ، از جمله نعمتهاى خداوند متعال براي انسان اين است كه انسان را نزد فرشتگان گرامى داشت وأو را مسجود ومخدوم آنها قرار داد وفرشتگان در خدمت كردن به انسان داراى مراتبى هستند . نزديكترين وخصوصىترين فرشتگان به انسان را يادآور مىشويم . نزديكترين فرشتگان به انسان آنهايى هستند كه اصلاح بدن انسان را سرپرستى وعهده‌دار خدمات روزانهء أو مىباشند ، گر چه در اين كار نيز درجاتى دارند . خداى سبحان براي آنها رئيسى قرار داده كه به منزلهء وزير مشفق انسان است ووظيفه‌اش تشخيص كارهاى اصلح وانفع براي اوست ودر نزد فرشتهء رئيس ، فرشته ديگرى كه به منزلهء دربان وفرمانبردار اوست قرار داده ووظيفهء أو تشخيص صداقت دوستان وعداوت دشمنان فرشته رئيس است . براي فرشتهء دربان فرشته‌اى حافظ و

--> ( 4 ) سورهء إبراهيم ( 14 ) : آيهء ( 34 ) : اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را بشماريد نمىتوانيد . ( 5 ) سورهء لقمان ( 31 ) : آيهء ( 20 ) : نعمتهاى ظاهري وباطنىاش را بر شما تمام كرد .