ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
248
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
سرّش اين است كه مردم را به لزوم سپاس خداوند متعال واعتراف به نعمتهاى أو در آغاز هر سخن ارشاد كند . زيرا ملاحظهء جلال وعظمت حضرت حق وتوجه به خداوند در همه أحوال لازم است در گذشته توضيح داديم كه حمد مفيد معناى شكر وعمومىتر از شكر است ومنظور از معناى عام در اين جا تعظيم مطلق مىباشد واين به منظور همهء اقسام حمد است زيرا سخن در زمينهء تمجيد مطلق خداوند مىباشد . فرموده است : الّذى لا يبلغ مدحته القائلون ( 1019 - 1013 ) مىگويم ( شارح ) منظور حضرت از سخن فوق اين است كه خرد بشر بر چگونگى اداى ستايش وتنزيه أو آن چنان كه شايسته است آگاه شود . توضيح مطلب چنين است كه ثناى شايستهء چيزى ، زماني ممكن است كه بر كنه آن شيء آگاهى حاصل شود واين در حق واجب الوجود ممكن نيست مگر حقيقت ذات حق تعالى وصفات جلال وكمالش چنان كه هست به انديشه در آيد ومىدانيم كه انديشهء بشر از رسيدن به اين پايه ناتوان است . بنا بر اين هر چند از ناحيهء ستايشگران أموري به صورت ستايش متعارف وبر طبق عادت براي خدا صورت مىپذيرد وخداوند با صفات شايسته توصيف مىشود ولى در حقيقت اين كمال ستايش خداوند در حقيقت امر نيست چون مردم به آنچه كه براي خداوند ستايش حقيقي است آگاهى ندارند هر چند كه مدح حقيقي تصوّر شوند . اين سخن حضرت اشاره به ترتيب مردمان وآگاه ساختن آنان بر باطل بودن اوصافى است كه ذهنشان در حق خداوند متعال به ميل خود ساخته است وحقيقت چنان نيست كه آنها مىپندارند . زيرا گروهى در بارهء توحيد در جاى ديگرى از حضرت سؤال كردند فرمود : توحيد اين است كه أو را توهّم نكنى ، در اين عبارت نيز حضرت توحيد را عبارت از عدم تصوّر أو در ذهن دانسته است ، لازمهء