ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

239

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

در شام ، نجبا در مصر وعصائب در عراق اجتماع دارند وميانشان جنگ است . دهم - عبارت : وقد استخرج عجبهم سيّد رضى ، يعنى علما با ديدن سخن علي ( ع ) شگفت‌زده شدند . وبرخى اين عبارت را عجبهم ، خوانده‌اند . در اين صورت معناى جمله اين است : من دانشمندان را به اين فضيلت متذكّر شدم ، تا محبّت وعلاقه‌شان به اين سخنان آشكار شود . أبو الحسن كيدرى در تفسير اين جمله گفته است : « من علما را آگاه ساختم كه از آوردن چنين سخنانى عاجز ودر مانده‌اند ، بنا بر اين با توجّه به سخنان امام ( ع ) خود پسندى آنها از ميان رفت » . نظر ما ( شارح ) اين است كه جملهء سيّد رضى با معنايى را كه أبو الحسن كيدرى گفته است ، نمىرساند . يازدهم - در بارهء سخن سيّد رضى كه گفته است : والعذر في ذلك انّ روايات كلامه ( ع ) تختلف اختلافا شديدا ، مىگوييم : دو احتمال در سبب اختلاف به شرح زير وجود دارد : 1 - چه بسا امام ( ع ) يك معنى را دو بار يا بيشتر به ألفاظ مختلفي بيان كرده باشد چنان كه بلغا وأهل فصاحت نيز چنين‌اند وشنوندگان بعضي لفظ اوّل وبعضي لفظ دوّم را نقل كرده وروايت مختلف شده است . 2 - در آغاز اسلام مردم سخن را از دهان خطبا دريافت كرده وبه دليل دوست داشتن ، آن را حفظ مىكرده‌اند . وچه بسا كه شنونده قادر بر حفظ همهء ألفاظ ومراعاة ترتيبش نبوده وبه همين دليل اختلاف در ترتيب ونقصان در روايت پديد مىآمده است وچه بسا افرادى حفظ معنى را بدون ضبط ألفاظ به عمل مىآوردند ودر نتيجة در لفظ زيادة وكم پديد مىآمده است . دوازدهم - عبارت « نهج البلاغة » سيّد رضى استعارهء لطيفى است براي اين كتاب ، زيرا در حقيقت ، نهج براي راه روشن محسوس وضع شده است . وجه مشابهت اين است كه چون راه ، محل انتقال براي رونده است وشخص