ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
211
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
به قول فرزدق توسّل جويم : أولئك آبائي فجئنى بمثلهم * إذا جمعتنا يا جرير المجامع « 1 » دريافتم كه سخن امام ( ع ) بر سه محور دور مىزند : محور اوّل : خطبهها ودستور العملها ، محور دوّم : نامهها ونوشتهها ، محور سوّم : حكمتها وموعظهها ، با توفيق خداوند تعالى خطب زيبا را براي ابتداى كتاب برگزيدم وسپس نامههاى زيبا وپس از آن حكم وآداب زيبا را آوردم . وبراي هر كدام از اين بخشها بابى را اختصاص دادم . وأوراق سفيد زيادى را براي هر باب در نظر گرفتم تا آنچه را كه اكنون نيافتم وبعدا بر آن دست يابم در أوراق بنويسم . هر گاه به سخنى از آن حضرت برخوردم كه در ضمن سخنرانى يا جواب نامه يا غرض ديگرى بيان شده بود ومستقيما با أبواب ياد شده رابطه نداشت ، هر يك را به تناسب وبا توجّه به غرض آن در بابى قرار دادم . با اين همه از گفتار پراكنده فصول غير منظمى به وجود آمد . وسخنان زيبايى بدون عنوان حاصل شد . زيرا من بيشتر به نكات مهم وسخنان بلند توجّه داشتم نه به عنوان وترتيب آنها . از شگفتيهاى آن حضرت كه أو را از ديگران ممتاز وبي شريك وانباز ساخته اين است كه هر گاه أهل تفكّر وتأمّل سخنان آن حضرت را در باب زهد وموعظه ، تذكر وانذار ، ملاحظه كنند وسابقهء ذهني نسبت به شخصيّت ، نفوذ كلام وسلطهء معنوي آن حضرت نداشته باشند شك نخواهند كرد كه اين سخنان سخن كسى است كه بهرهاى جز زهد ، وپيشينهاى جز عبادت نداشته ودر گوشهء خانهاى
--> ( 1 ) آنان پدران من هستند اى جرير هر گاه ما در جمعيّتى باشيم اگر مىتوانى مانند آنها را بياور .