ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
157
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
دفاع به كار مىرود . به تعبير ديگر غرض اوّل از گفتگو راهنمايى وارشاد واثبات عقيدة وغرض دوّم پاسخ اشكال معاند است . بنا بر اين روشن شد كه خطابه داراى نفع عمومى در مصالح اجتماعي است كه عامه از آن بهره مىبرند وكارشان را نظم مىبخشند . بحث دوم - در موضوع خطابه واجزاى آن است خطابه موضوع معيّنى ندارد ، زيرا عامهء مردم بعضي از موضوعات را از بعضي ديگر تشخيص نمىدهند ، چون اختصاص سخن به موضوع معيّنى بر مقدماتى استوار است ومردم آن مقدمات را نمىدانند . خطابه ذاتا به جزئيّات نظر دارد ولى نه جزئيات معيّنى ، بلكه هدف خطابه قانع كردن در هر موضوع جزئي مىباشد . خطابه به صورت جنبي به موضوعات كلّى مانند موضوعات الهى ، طبيعي ، اخلاقى وسياسي مىپردازد وداراى يك أصل وچند متمّم است . أصل خطابه به سخنى است كه گمان مىرود قانع كننده باشد ولى بازگشت كليّهء متمّمها به يك چيز است وآن اين است كه چون غرض از خطابه بجز اقناع چيز ديگرى نيست هر امر قانع كنندهاى كه مناسب با غرض خطابه باشد از متمّمهاى خطابه محسوب مىشود . أمور قانع كننده به چند دسته تقسيم مىشوند : 1 - أمور قانع كننده قولي كه براي اثبات سخنى ديگرى به كار مىرود ، چنان كه گوينده براي اثبات فضيلت به شنوندگان سخنرانى كند ويا براي قانع كننده بودن شهادت وحجّت بودن معجزه سخن مىگويد . 2 - شهادت وآن يا بيانى است ويا حالي . بيانى مانند شاهد آوردن از گفتار پيامبر ( ص ) وامام ( ع ) وحكيم وشاعر . شهادت در اين جا را مأثوره مىنامند يا استشهاد به سخن كساني كه حضور دارند وسخن گوينده را تصديق مىكنند ويا استشهاد به شهادت حاكم يا شنوندگان به اين كه گفتار گوينده قانع