ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
154
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
لا از انّما است . بنا بر اين آوردن لا براي تأكيد نفى پس از انّما زيباست به سبب فاصلهء طولانى كه ميان لا وانّما وجود دارد . علاوة بر اين ما صحيح بودن جملهء دوم را در اين جا قبول نداريم به اين دليل كه گاهى براي تأكيد بيشتر به اين شكل مىآيد هر چند لا همراه با انّما بهتر وزيباتر است . گاهى به جاى الّا از كلمهء غير براي افادهء حصر استفاده مىشود مانند : ما جائني غير زيد وگاهى استفادهء از غير معناى حصر ندارد مانند : ما جائني غير زيد ، كه بدون اثبات حكم براي زيد آن را از غير زيد نفى مىكند . بحث سوّم - هر گاه ما والا بر جمله داخل شوند مقصود از حصر آن چيزى است كه بعد از الا مىآيد خواه مرفوع باشد مانند : ما ضرب زيدا الا عمرو وخواه منصوب باشد مانند : ما ضرب زيد الا عمرا . وهمين حكم را دارد اگر اسم منصوب بعد از الّا حال يا ظرف باشد . اگر فاعل ومفعول با هم پس از الّا در كلام بيايند محصور اسمى است كه بلافاصله پس از الا قرار گرفته است مانند : ما اضرب الا زيد عمروا ، در اين مثال حصر در مورد فاعل است كه بلا فاصله پس از الا قرار گرفته است . همچنين اگر مفعول پيش از فاعل وبعد از الّا بيايد مخصوص به حصر مفعول خواهد بود . همچنين اگر دو مفعول پس از الّا باشد مخصوص به حصر مفعولى است كه بلا فاصله پس از الّا واقع شده است . مانند : لم اكس الّا زيدا جبّة « لباس را جز بر زيد نپوشاندم . » حكم مبتدأ وخبر نيز چنين است هر يك از مبتدأ وخبر را كه بلا فاصله بعد از الا بياورى مخصوص به حصر مىباشد . حصر خبر مانند : ما زيد الّا قائما . در اين مثال قيام زيد مخصوص به حصر است نه ديگر حالات زيد . حصر مبتدأ مانند : ما القائم الّا زيد . در اين مثال زيد مخصوص به حصر است نه ديگرى . ولى در انّما مخصوص به حصر كلمهاى است كه در پايان جمله آمده باشد . مثلا در فاعل ومفعول چنين است كه هر كدام در آخر قرار گيرند مخصوص به حصر