ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
137
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مقدّم آورده شده است ، يعنى اهميّت به مفعول داده شده است . هر گاه از بعضي از فضلا كار زشتى صادر شود وبخواهند از آن اطلاع دهند نام أو را قبل از فعل ذكر مىكنند ، زيرا ذكر نام وسپس نسبت دادن فعل به أو بهتر در ذهنها جايگزين مىشود ودر نزد خبر دهنده ذكر نام مهمتر است . اينك پس از بيان فوق تقديم آنچه كه در استفهام وخبر ونفى مهم است وآنچه كه مهم نيست بايد بدانى . بحث دوّم - تقديم وتأخير در استفهام كلمهاى كه بعد از حروف استفهام واقع مىشود يا فعل است يا اسم . اگر فعل باشد وقوع آن مشكوك است ودر بارهء شناخت آن سؤال مىشود . مانند اين كه بگويى : ابني زيد داره : « آيا زيد خانهاش را ساخت » . در اين مثال شك در ساختن خانه بوده واز آن سؤال شده است . اگر بعد از استفهام اسم باشد سؤال در مورد تعيين فاعل است . مانند اين كه بگويى : ا أنت بنيت هذه الدار ، « آيا تو اين خانه را ساختهاى » . استفهام گاهى انكارى وگاهى براي تقرير آورده مىشود قاعدهاى كه در باره استفهام گفته شد در هر دو نوع صادق است . استفهام انكارى مانند سخن خداوند متعال : « أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ » « 109 » ، « أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ » « 110 » . در اين دو مثال فعل مورد انكار قرار گرفته است . هر گاه اسم بر فعل مقدم شود وجود فاعل مورد انكار قرار مىگيرد . مانند اين كه در هنگام انكار شاعر بودن كسى بگويى : ا أنت قلت هذا الشعر ، « آيا تو اين شعر را گفتهاى » . امّا استفهام تقريرى مانند سخن خداوند متعال : « فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا » ، « فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ » « 111 » . در اين دو مثال منظور از بيان سوراخ كردن
--> ( 109 ) سورهء بني إسرائيل ( 17 ) : آيهء ( 40 ) : آيا خدا شما را بر فرزندان پسر برگزيده است . ( 110 ) سورهء صافّات ( 37 ) : آيهء ( 153 ) : آيا خدا دختران را بر پسران برگزيد . ( 111 ) سورهء كهف ( 18 ) : آيهء ( 71 و 74 ) : آيا كشتى را سوراخ مىكنى تا سرنشينان آن را غرق كنى ؟ - آيا شخص بىگناهى كه كسى را نكشته است كشتى ؟