ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
122
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
در تشبيه باشد وهم سخن كوتاه ادا شود مانند سرودهء شاعر : ايا من رمى قلبي بسهم فانفذ ، « اى كسى كه قلب مرا هدف تير قرار دادهاى پس رها كن » . در اين مثال تير را استعارهء از عشق آورده است وزيباست ، نه مانند گفتهء أبى تمام : لا تسقني ماء الملام فانّنى * صبّ قد استغذيت ماء بكائي « 74 » در اين گفتار ، زيبايى ولذّتى نيست واگر سخن را بر وجه حقيقت مىآورد وبه جاى آب ملامت ، ملامتم مكن مىآورد كوتاهتر بود . زيرا ملامتم مكن از « آب ملامت به من مياشام » مختصرتر است . استعاره گاهى چنان است كه عرف مردم استعاره بودن آن را تشخيص مىدهند مانند « شير را ديدم » كه منظور ديدن مرد شجاع است . يا وارد دريا شدم كه منظور حضور نزد مرد دانشمند است وگاهى تشبيه پيچيده است وخواص از مردم آن را مىفهمند مانند « گردن چهار پايان در بستر بيابان مانند سيل به جريان افتاد » . شاعر حركت سريع ونرم وملايم حيوانات را به راهى تشبيه كرده است كه در بستر بيابان امتداد داشته باشد . ( ركن دوم ) ركن دوّم در اقسام استعاره ودر آن چند بحث است : بحث اوّل - استعاره گاهى متّكى به خود تشبيه است واين هنگامى است كه دو چيز در يك صفت مشترك باشند ولى آن صفت در يكى بيشتر باشد در اين گونه موارد آن كه در صفت بارزتر است استعاره مىآوريم براي ديگرى چنان كه اگر بگوييم شيرى را ديدم ومنظور مردى شجاع باشد صفت جرأت كه در شير بيشتر است براي مرد شجاع
--> ( 74 ) آب ملامت را به من مياشام زيرا من عاشقم واز آب چشمم تغذيه كردهام .