ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
119
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
قول سيبويه شبيه چيستان وبيرون از قواعد زبان عرب است « 65 » . بحث سوّم - ترشيح وتجريد استعاره ترشيح استعاره اين است كه جانب مستعار رعايت شود وآنچه كه لازمهء مستعار ومقتضاى آن است بدان ضميمه شود مانند قول كثير شاعر : « مرا با تيرى كه چوب آن سرمهكش بود هدف قراردادى بدين دليل بر من ضررى وارد نشد » . در اين مثال تير انداختن را براي نگاه كردن استعاره آورده است . مقتضاى هدف قرار دادن تير انداختن است كه لفظ تير را به كار برده است . ونيز مانند سرودهء امرء القيس فقلت له لما تمطى بصلبه * اردف اعجاز اوناء بكلكل « 66 » در اين مثال شتر را استعاره آورده است براي شب وآنچه لازمهء برخاستن شتر از قبيل دراز كردن گردن وبلند كردن سرين بوده بر آن افزوده است . در دو مثال فوق استعاره به صورت ترشيح به كار رفته است « 67 » . استعارهء تجريدى استعارهء تجريدى آن است كه جانب مستعار له رعايت شود مانند قول خداوند تعالى : « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ » « 68 » . ومانند سرودهء زهير : لدىّ أسد شاكي السلاح مقذّف « 69 »
--> ( 65 ) ظاهرا مؤلّف نظر به تمام حديث نداشته وگرنه در حديث كامل وجه شبه ذكر شده وكلام روشن است - م . ( 66 ) هنگامى كه شب مانند شتر پشت وگردن وسرين خود را به حركت در آورد گفتم آيا صبح نمىشوى . ( 67 ) استعارهء ترشيحى آن است كه براي مستعار با الفاظى كه متناسب مستعار است آن را زينت دهيم . ( 68 ) سورهء نحل ( 16 ) : آيهء ( 112 ) : خداوند بر آنها لباس گرسنگى وترس را چشاند . ( 69 ) در نزد من مردى است به شجاعت شير در حالي كه سلاح جنگ أو آزموده وخود تجربهء جنگى دارد .